عزاداری سازها!
به گزارش ال مور، «آداجیو» مرثیه ای است بر جان های خسته. طنینی است که تا عمق روح خسته آدمی نفوذ می کند. «آداجیو» نوایی است که تاب و تحمل درد را به جریان می اندازد؛ درحقیقت نوای آن چنان گیراست که با نواخته شدن ابتدایی ترین نت ها، اشک هایمان جاری می شود و عزاداری سازها غم را کمی سبک تر می سازد.
به گزارش ال مور به نقل از ایسنا، موسیقی همواره یار شفیقی در غم و شادی انسان بوده است. موسیقی با روح انسان گره خورده و غم و شادی آن به هم وابسته است.
موسیقیِ غم آن چیزی است که لذت بردن از موسیقیِ شاد را برایمان معنا می کند و تا آن زمان که غم را بوسیله موسیقی تجربه نکنیم، شادی آن هم برایمان مفهومی نخواهد داشت.
اما موسیقی لزوما بوسیله کلمات دقیق ترین همدردی را با ما ابراز نمی کند، چه بسا که بارها، تنها نوای سازها همراهی را با جان و روان آدمی خواهد داشت.
اگر بخواهیم یکی از بهترین نمونه ها را در این جهت نام ببریم باید به «آداجیو» بپردازیم.
قبل از آن اما در رابطه با معنای تخصصی آن باید چنین اظهار داشت: آداجیو نشانه ای از تمپو در موسیقی است که اجرا شدن یک قطعه را بصورت آهسته و باوقار هدایت می کند (به معنای تحت اللفظی «با آرامش»)، معمولا در بازه ۵۵ تا ۶۵ ضرب در دقیقه. بخشی که با این نشانه مشخص می شود، اغلب موومان دوم سونات ها و سمفونی ها در موسیقی کلاسیک است، هرچند آداجیو می تواند بصورت یک قطعهٔ مستقل هم وجود داشته باشد.
آداجیو از کنسرتو آرانخوئز (موسیقی کلاسیک)
آداجیو موومان دوم اثر «کنسرتو آرانخوئز» ساخته آهنگساز اسپانیایی، خواکین رودریگو است؛ کنسرتویی برای گیتار که مشهورترین اثر این آهنگساز نابینا به شمار می آید. براستی، موفقیت چشم گیر این کنسرتو بود که رودریگو را به یکی از شناخته شده ترین آهنگسازان اسپانیا در قرن بیستم تبدیل کرد.
اما رودریگو برای ساخت مشهورترین اثر خود از چه چیزی الهام گرفت؟
در رابطه با الهام این قطعه دو نظریه وجود دارد؛ نظریه نخست می گوید رودریگو تحت تاثیر باغ ها و کاخ سلطنتی معروف آرانخوئز، در کنار رود تاگوس و نه چندان دور از مادرید، در راه آندلس، قرار داشته است. او می خواست با این کنسرتو، حال وهوای دربار قرن هجدهم، آواز پرندگان و جوشش فواره ها را زنده کند.
نظریه دوم اما ریشه ای عاطفی تر دارد؛ گفته می شود رودریگو این موسیقی را بعد از سقط جنین اولین فرزندش توسط همسرش نوشته است.
این آداجیو الهام بخش هنرمندان بسیاری هم بوده و برمبنای آن ترانه های گوناگونی ساخته شده است؛ همچون ترانه «لی بیروت» با صدای فیروز، خواننده لبنانی، و ترانه «عشق من» (Mon Amour) از ریچارد آنتونی، خواننده فرانسوی.
باغ پنهان - آداجیو
این آداجیو اثری است که بدون شک قلب و روح شما را لمس می کند. این قطعه با الهام از موسیقی باخ ساخته شده و توسط گروه «سیکرت گاردن» آهنگسازی و اجرا شده است؛ گروهی که یکی از موفق ترین گروههای موسیقی اروپا به شمار می آید و در زمینه موسیقی نوینِ سازی، موسیقی کلاسیک معاصر و موسیقی سلتیک فعالیت می کند.
سیکرت گاردن ازطریق یک دوئت هنری هدایت می شود: فیونوالا شری، ویولنیست و خواننده ایرلندی، و رولف لوولاند، آهنگساز، تنظیم کننده و پیانیست نروژی.
«آداجیو برای سازهای زهی» اثر ساموئل باربر
این اثر یکی از بزرگ ترین و تأثیرگذارترین قطعات موسیقی کلاسیک قرن بیستم در جهان به شمار می آید. این اثر اصولاً موومان دومِ کوارتت زهی شماره ۱ باربر (اپوس ۱۱) است که او بعدها آنرا برای ارکستر کاملِ سازهای زهی تنظیم کرد.
این قطعه بتدریج به صورتی موسیقی نیمه رسمیِ سوگواری در آمریکا بدل شد و همچون در مراسم خاکسپاری جنازه آلبرت اینشتین مورد استفاده قرار گرفت.
آداجیوِ آلساندرو مارچلو (موسیقی کلاسیک)
«آداجیو در ر مینور» اثر آلساندرو مارچلو، یکی از زیباترین آداجیوهای دوران باروک به شمار می آید. این قطعه موومان دوم کنسرتو برای ابوا و سازهای زهی است؛ اثری که احتمالا مشهورترین کار او شمرده می شود.
روایت مشهوری وجود دارد که می گوید از آلساندرو مارچلو پرسیدند الهام او برای ساخت چنین آداجیو اندوهگین و زیبایی چه بوده است و او پاسخ داده: «روزی را تصور می کنم که ونیزِ محبوبم در دریا فرو می رود.»
ارزش هنری این اثر آن چنان بود که یوهان سباستیان باخ آنرا برای هارپسیکورد تنظیم و بازنویسی کرد.
آداجیوِ راخمانینف (موسیقی کلاسیک)
یکی از افسون کننده ترین موومان های آهسته در رپرتوار پیانو، آداجیوِ سرگئی راخمانینف از باشکوه ترین کنسرتو پیانویی است که او نوشته؛ یعنی کنسرتو پیانو شماره ۲.
این کنسرتو از سه موومان تشکیل شده و موومان دوم آن، یعنی آداجیو، خصوصاً حال وهوایی عاشقانه، طوفانی و سرشار از هیجان دارد.
در خیلی از لحظات این اثر، پیانو بر ارکستر چیره می شود؛ امری کاملا طبیعی، چونکه راخمانینف خود پیانیستی بزرگ بود و می خواست نقش اصلی را به ساز محبوبش بسپارد.
آداجیوِ یانی
یانی با سبک موسیقایی منحصربه فرد خود، موسیقی اش را به میلیونها نفر در سراسر دنیا رسانده است؛ فارغ از اینکه چه کسانی هستند یا در کجا زندگی می کنند. موسیقی او آمیزه ای جهانی و چندفرهنگی از موسیقی کلاسیک، جَز و رنگ وبویی شرقی است.
این آداجیو قطعه ای در سبک کلاسیک نوین است که در آلبوم مشهور او با نام «Tribute» انتشار یافته است.
آداجیوِ موتسارت
خیلی از موومان های آداجیو در آثار موتسارت شهرت فراوانی دارند، اما مشهورترین آنها آداجیو موومان دومِ کنسرتو پیانو شماره ۲۳ است. این موومان اثری آرام و عمیق است؛ گویی بیان کننده انتظاری طولانی و درونی است.
از دیگر آداجیوهای معروف موتسارت میتوان به آداجیو موومان دومِ کنسرتو ویولن شمارهٔ ۳ و آداجیو از آخرین کنسرتو او، یعنی کنسرتو کلارینت در لا ماژور، کا.۶۲۲، اشاره نمود.
آداجیوِ بتهوون
این آداجیو اثرگذار و سرشار از فضا، شما را به جهانی دیگر می برد؛ دور از تنش ها و فشارهای زندگی روزمره.
این قطعه موومان دومِ آهسته از سونات پیانو شماره ۸ بتهوون است که بیشتر با نام «سونات پاتتیک» شناخته می شود؛ واژه ای که به معنای «پرشور» یا «احساسی» است. از میان ۳۲ سونات پیانویی که بتهوون ساخته، تنها «سونات مهتاب» است که از نظر محبوبیت می تواند با این اثر رقابت کند.
این سونات در سال ۱۷۹۸، زمانیکه بتهوون ۲۷ سال داشت، نوشته شد و به دوست او، شاهزاده کارل فون لیخنوفسکی، تقدیم شد.
آداجیو آلبینونی
اگر در جست وجوی اندوهی عمیق و شورِ احساسی هستید، این آداجیو اثرگذار همان چیزی است که می خواهید. آداجیو برای ویولن و سازهای زهی، از محبوب ترین قطعات در بین علاقمندان موسیقی به شمار می آید. این اثر را موسیقی شناس ایتالیایی، رِمو جیاتسوتو، بر پایه کشف قطعه ای دست نویس منسوب به آهنگساز باروک، تومازو آلبینونی، تصنیف کرد.
با این وجود، جیاتسوتو بعدها هرگونه اتکا به یک قطعهٔ حقیقی از اثر اصلی آلبینونی را رد و اعلام نمود که این موسیقی را بطور کامل خود او نوشته و آلبینونی نقشی در ساخت آن نداشته است. با هر تفسیری که حقیقت داشته باشد، این قطعه دراماتیک به احتمال زیاد برای همیشه با نام «آداجیو آلبینونی» شناخته خواهد شد.
شهرت این اثر به مرور گسترش یافت، برای سازهای مختلف بازتنظیم شد و در موسیقی عامه پسند، سینما و تلویزیون حضور پررنگی پیدا کرد؛ همچون اجراها و برداشت های مشهور آن میتوان به نسخه هایی از لارا فابیان، گروه ایل دیوو و آندره ریو اشاره نمود.
آداجیوِ راول
راول، آهنگساز آمریکایی، در مسافرت به پاریس با جَز شاد و مد روز فرانسوی آشنا شد و این تجربه الهام بخش او برای نوشتن کنسرتو پیانو در سل شد. این اثر قرار بود سبک، خیال انگیز و ذاتاً جدی نباشد؛ بر خلاف خیلی از کنسرتوهای هم عصرش.
این کنسرتو، با موومان آهسته ای سرشار از زیبایی آرام و مطبوع، همچون نگاهی کوتاه به بهشت است و مقام راول را بعنوان استاد ملودی ثابت می کند.
خلاصه اینکه موسیقیِ غم آن چیزی است که لذت بردن از موسیقیِ شاد را برایمان معنا می کند و تا آن زمان که غم را بوسیله موسیقی تجربه نکنیم، شادی آن هم برایمان مفهومی نخواهد داشت. نظریه دوم اما ریشه ای عاطفی تر دارد؛ گفته می شود رودریگو این موسیقی را پس از سقط جنین نخستین فرزندش توسط همسرش نوشته است. این سونات در سال ۱۷۹۸، زمانیکه بتهوون ۲۷ سال داشت، نوشته شد و به دوست او، شاهزاده کارل فون لیخنوفسکی، تقدیم شد.
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات کاربران عزیز ال مور در مورد این پست
نظر شما در مورد این مطلب ال مور
نام:
ایمیل:
نظر شما:
سوال:
= ۲ بعلاوه ۵