یک میلیون مترمربع برای فرهنگ ایران روایت وقف بزرگ محمود افشار

یک میلیون مترمربع برای فرهنگ ایران روایت وقف بزرگ محمود افشار ال مور: محمود افشار یزدی واقفِ دوراندیشی است که آینده را نه در تخیل، که در عمل ساخت. او با نگاه وقف فرهنگی و تلاشی شصت ساله برای تحکیم زبان فارسی و پیوند میان دارایی و اندیشه، جایگاهی ممتاز دارد.



خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی:

تقویم رسمی کشور، بیستم مردادماه را به نام روز وقف مزین کرده است؛ سنتی دیرپا و ریشه دار در فرهنگ اسلامی و ایرانی که در پهنه تاریخ این سرزمین، همیشه پناهگاه نهادهای آموزشی، علمی، دینی و فرهنگی بوده است. وقف به عنوان یکی از پویاترین نهادهای اقتصادی-اجتماعی، همیشه نقشی فراتر از یک عمل خیرخواهانه صرف داشته است.
در میان لیست بلندبالای خیرین و واقفان ایران زمین که با سخاوت خود در آبادانی معنوی و مادی این مرز و بوم کوشیده اند، نام دکتر محمود افشار یزدی بواسطه جهت گیری راهبردی اش در عرصه فرهنگ، از جایگاهی ممتاز و منحصر به فرد برخوردار می باشد. افشار که از چهره های سرشناس حوزه روزنامه نگاری، ادبیات و فرهنگ دوستی معاصر ایران بود، با نگاهی آینده نگر و بصیرتی عمیق، قسمتی از دارایی های عظیم خویش را نه فقط برای امور عام المنفعه سنتی، بلکه برای تقدیر هویت ملی و ترویج زبان فارسی وقف کرد؛ میراثی که امروز نه تنها در کالبد ساختمان ها و املاک، بلکه در بطن جریان های فکری، علمی و دانشگاهی کشور ساری و جاری است.

معمارِ ملی گرایی فرهنگی؛ مروری بر زیست و اندیشه افشار

محمود افشار یزدی (۱۲۷۲ - ۱۳۶۲ خورشیدی) را باید در زمره اندیشمندانی قرار داد که واژه ملی گرایی فرهنگی را نه به مثابه یک شعار سیاسی، بلکه به عنوان یک برنامه عملیاتی برای بقای یک تمدن می دیدند. او که در سالیان طوفانی ایرانِ گذار از سنت به مدرنیته زیسته بود، دغدغه اصلی اش را حفظ وحدت ملی از مسیر آموزش، نشر و ترویج زبان فارسی تعریف کرد.
محمود افشار یزدی در سال ۱۲۷۲ خورشیدی در یزد زاده شد. بعد از درگذشت مادرش در نوجوانی، برای تحصیل به بمبئی رفت و در آنجا با علوم جدید و زبان انگلیسی آشنا شد. سپس در تهران در مدرسه علوم سیاسی درس خواند و در ۱۹سالگی برای ادامه تحصیل راهی سوئیس شد. او طی هفت سال اقامت در لوزان، مدرک لیسانس و دکتری حقوق گرفت و همزمان با پایان جنگ جهانی اول و طرح قرارداد ۱۹۱۹، با نگارش مقاله هایی در مطبوعات سوئیس از حقوق ایران دفاع کرد. دوستی او با علی اکبر داور نیز از همین دوره شکل گرفت و تا آخر عمر ادامه یافت.
افشار در سال ۱۳۰۰ به ایران بازگشت و ابتدا در مدرسه علوم سیاسی تاریخ تدریس کرد. سپس با دعوت داور، ریاست مدرسه تجارت را بر عهده گرفت و ساختار آنرا با الگوگیری از مدارس اروپائی سامان داد. وی در سال ۱۳۰۵ وارد تشکیلات نوین قضایی شد و در مقام هایی چون مستشار استیناف تهران، رییس اداره اقتصادی و حقوقی وزارت دارایی، دادیار و مستشار دیوان عالی کشور فعالیت کرد. وی از سال ۱۳۲۲ به وزارت فرهنگ رفت و در مهر ۱۳۲۳ به معاونت این وزارتخانه رسید؛ سمتی که تا فروردین ۱۳۲۴ حفظ کرد و بعد از استعفا از آن، دیگر مسئولیت اداری دولتی نپذیرفت.
تجربه زیسته در غرب، در کنار مطالعات عمیق وی در تاریخ و ادبیات ایران، سبب شد تا او نگاهی تطبیقی به جایگاه ایران در جهان مدرن داشته باشد. مهم ترین خاصیت شخصیتی وی در نگاه محققان، ثبات در هدف است. او فردی نبود که سرمایه اش را در مسیرهای پراکنده صرف کند؛ بلکه در ضمن بیشتر از شصت سال فعالیت خستگی ناپذیر در حوزه های مطبوعاتی، ادبی و اجتماعی، به یک جمع بندی راهبردی رسید: اگر ایران بخواهد در بین تمدن های جهان باقی بماند، باید زبان ملی آنکه حامل تمام موفقیتهای فکری ایرانیان است، از گزند لطمه های زمانه مصون بماند.

مجله آینده؛ تریبونی برای آگاهی و هویت

نقطه نخستین فعالیتهای فکری و نظری او را باید در انتشار مجله آینده در سال ۱۳۰۴ خورشیدی جست وجو کرد. در دوره ای که نشریات کشور به طور عمده به اخبار روزمره، سیاستهای مقطعی یا مطالب سرگرم کننده می پرداختند، افشار با جسارتی مثال زدنی، تریبونی را برای اندیشه، تاریخ و نقد فرهنگی گشود.
اهمیت مجله آینده در تاریخ مطبوعات ایران تنها به قدمت آن نیست، بلکه در خط مشی هویت محور آن نهفته است. افشار در این مجله تلاش می کرد مباحث پیچیده هویت ملی، زبان فارسی، اصلاحات آموزشی و تجدد ایرانی را به زبان نخبگان و جامعه دانشگاهی عرضه نماید. در حقیقت، آینده را باید لابراتوار فکری افشار دانست؛ جایی که او دغدغه های ذهنی اش را به بوته نقد و بررسی می گذاشت و زمینه های لازم را برای سیاستگذاری های کلان فرهنگی اش در بنیاد موقوفات فراهم می کرد. این نشریه، حلقه اتصال اندیشه های نظری او به نهادسازی های وقفی در سالیان بعد بود؛ چون که افشار باور داشت قبل از آنکه ساختمانی بنا شود، باید فکر و گفتمان آن ساخته شده باشد.

بنیاد موقوفات؛ الگویی برای نهادسازی فرهنگی

هسته اولین بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار در سال ۱۳۳۷ شکل گرفت و تا سال ۱۳۴۱ با تنظیم پنج وقف نامه، گسترشی ساختارمند و دقیق یافت. در حقیقت افشار یزدی در بازه سالیان ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۱ خورشیدی، تمامی املاک و مستغلات خویش را طی پنج وقف نامه عام و برمبنای چارچوب قانونی وقف کرد. او برای تحقق دقیق نیات و اهداف فرهنگی و خیرخواهانه خود که در این وقف نامه ها و کتاب پنج وقف نامه شرح داده شده است، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار را تأسیس نمود.
این بنیاد تا سال ۱۳۶۲ تحت مدیریت مستقیم واقف اداره می شد، اما بعد از درگذشت وی، مطابق وقف نامه ها و با نظارت سازمان اوقاف و امور خیریه، اداره آن به شورای تولیت ۱۱نفره سپرده شد. این شورا متشکل از پنج متولی مقامی (شامل مقامات عالی کشوری و دانشگاهی)، چهار متولی منصوص (از فرهیختگان) و دو متولی منسوب (از بستگان واقف) است. همچنین، امور اجرایی بنیاد بوسیله ی یک هیات مدیره پنج نفره مدیریت می شود که دبیر آن برای دوره های سه ساله انتخاب می گردد.
محور اصلی فعالیتهای فرهنگی بنیاد، گسترش زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی است. در این راستا، بنیاد تابحال ۲۹۸ جلد کتاب و رساله در رابطه با تاریخ، جغرافیای تاریخی و زبان فارسی منتشر و به کتابخانه ها و محققان اهدا کرده است. اعطای جایزه سالانه به استادان و محققان برجسته ایران شناسی و همکاری با دانشگاه تهران و مؤسسه لغت نامه دهخدا برای تأسیس مرکز آموزش بین المللی زبان فارسی، از اقدامات شاخص فرهنگی این نهاد شمرده می شود.
در حوزه های آموزشی، عمرانی و رفاهی، این بنیاد با دانشگاه امیرکبیر برای راه اندازی مجموعه ورزشی و با وزارت آموزش و پرورش برای ساخت مدارس و همین طور راه اندازی بیشتر از ۹۶۰ واحد مسکونی برای فرهنگیان شهرری همکاری کرده است. علاوه بر این، فعالیتهای بهداشتی و زیست محیطی، راه اندازی پارک های کودک و ایجاد بیشتر از ۱۰۰ هزار متر مربع فضای سبز در اراضی موقوفه، از دیگر اقدامات خیرخواهانه درحال اجرای این بنیاد است.

کارکردهای چندوجهی بنیاد؛ از لغت نامه تا آموزش

او با وقف حدود یک میلیون متر مربع از املاک و دارایی های خود — که بخش عمده ای از آن در تهران، خصوصاً در باغ فردوس شمیران قرار داشت — در عمل سنت وقف را از یک عمل خیرخواهانه صرف (که در آن زمان به طور عمده معطوف به ساخت مسجد یا تکیه بود)، به ابزاری قدرتمند برای سیاستگذاری فرهنگی ایران تبدیل کرد.
این اقدامِ افشار، دهه ها جلوتر از زمان خود بود. او می دانست که پروژه های فرهنگی، نیازمند پایداری مالی هستند و اتکا بر بودجه های دولتی یا نوسانات سیاسی نمی تواند بقای یک نهاد فرهنگی را تأیید کند. بنابراین، املاک وقفی، تبدیل به پشتوانه مالی برای جریان سازی فرهنگی شد. اقدامات این بنیاد تنها محدود به نگهداری املاک و عواید آنها نبود؛ بلکه شبکه ای گسترده از نهادهای علمی و آموزشی را حمایت می کرد که هر کدام در جای خود، نقشی کلیدی در زیرساخت های کشور ایفا کردند:
پشتیبانی از مراکز علمی و مرجع: بنیاد افشار از همان شروع حامی اصلیِ نهادهای کلیدی چون مؤسسه لغت نامه دهخدا و مؤسسه دیرینه شناسی دانشگاه تهران بود. این حمایت، تضمین کننده تداومِ تدوین یکی از بزرگترین پروژه های زبان شناسی تاریخ ایران (لغت نامه دهخدا) شد.
نهادسازی کالبدی: راه اندازی کانون زبان پارسی، ساختمان مرکزی انتشارات دکتر محمود افشار و چندین مدرسه ابتدائی و متوسطه، قسمتی از کالبد این موقوفه است که هر کدام در راه گسترش آموزش و فرهنگ گام برمی دارند.
تولید محتوا و نشر: دفاع از انتشار ده ها جلد کتاب مرجع در عرصه ایران شناسی، تاریخ و زبان فارسی، از اقدامات بنیاد است. این انتشارات با انتخاب دقیق متون و پژوهش ها، به یکی از معتبرترین مراجع علمی برای محققان داخلی و خارجی تبدیل گشته است.
ترویج و تشویق: اهدای جوایز سالانه به محققان برجسته زبان فارسی، اقدامی بود که نه تنها انگیزه علمی ایجاد می کرد، بلکه این پیام را مخابره می کرد که زبان فارسی بازهم یک حوزه زنده و پویا برای مطالعه است. این بنیاد از سال ۱۳۶۸ به صورت منظم از چهره های برجسته فرهنگی و علمی قدردانی کرده است. اولین برگزیدگان این جایزه، نذیر احمد و سپس غلام حسین یوسفی، امین عبدالمجید بدوی، سید محمد دبیرسیاقی و ظهورالدین احمد بودند که نشان میدهد این نهاد از همان آغاز، نگاه فراملی و ایران شناسانه ای داشته است.
در دهه های بعد نیز این روند با تجلیل از محققان و ادب پژوهان برجسته ادامه یافت؛ همچون جان هون نین، کمال الدین عینی، منوچهر ستوده، کلیفورد ادموند باسورث، عبدالحسین زرین کوب، فریدون مشیری و تسونه ئو کورویانگی. این لیست نشان میدهد که بنیاد، هم به دانشمندان ایرانی توجه داشته و هم به ایران شناسان و فارسی پژوهان نامدار در خارج از ایران.
در سالیان بعد، چهره هایی چون ریچارد نلسون فرای، هانس دوبروین، نجیب مایل هروی، شارل هانری دو فوشه کور، بدرالزمان قریب، برت فراگنر، احمد منزوی، آنجلو میکله پیه مونتسه، احمد اقتداری، محمدعلی موحد، هوشنگ ابتهاج، ژیلبر لازار، علی اشرف صادقی و یوشیفوسا سکی نیز در این لیست قرار گرفتند. این استمرار، نقش بنیاد را در تقدیر زبان فارسی، ادبیات، نسخه شناسی و ایران شناسی برجسته می کند.
در جدیدترین دوره ها نیز محمدرضا باطنی، پیر لکوک و عبدا... انوار مورد تقدیر قرار گرفته اند و در سال ۱۴۰۴ نیز نام بو اوتاس ایران شناس سوئدی در لیست دریافت کنندگان این جایزه ثبت شده است. در مجموع، این لیست نشان میدهد که بنیاد موقوفات دکتر افشار جایزهٔ خویش را به یک سنت فرهنگی پایدار برای ارج گذاری به محققان و پاسداران میراث زبان و ادب فارسی مبدل کرده است.
بو اوتاس، ایران شناس سوئدی و آخرین برنده جایزه بنیاد افشار

اهمیت تاریخی؛ وقف به مثابه سیاست فرهنگی

اهمیت تاریخی محمود افشار در این است که او برای اولین بار در دوران معاصر نشان داد وقف می تواند مستقیماً در خدمت سیاست فرهنگی طولانی مدت قرار گیرد. او سرمایه را به نهاد تبدیل کرد. پیوند زدن میان دارایی های شخصی و زیرساخت های علمی، الگویی را بنا نهاد که تا امروز یکی از بازوهای قدرتمند صیانت از زبان فارسی و وحدت ملی باقیمانده است.
در تاریخ وقف ایران، سه گانه وقف، نهاد و نشریه که محمود افشار یزدی بنا کرد، نمونه ای یگانه از دوراندیشی و تعهد به کیان فرهنگی کشور است. بر خلاف خیلی از موقوفات که با گذشت زمان امکان دارد کارکرد اصلی خویش را از دست بدهند، موقوفه افشار به علت دارا بودنِ یک اساسنامه علمی و هیات امنای متخصص، توانسته است در طول دهه های مختلف، با تغییرات سیاسی و اجتماعی ایران همگام شود و بازهم اصالت خویش را حفظ کند.

شکوهِ وقفِ هدفمند، میراثی که در زمان جاری است

محمود افشار یزدی در زمانه ای زیست که مدرنیته با سرعتی سرسام آور درحال تغییر چهره ایران بود. دراین میان، خیلی از ارزش های سنتی درحال رنگ باختن بودند و هویت ملی، در رویارویی با فرهنگ های وارداتی، گرفتار چالش شده بود. افشار با درک عمیق این بحران، راهکار را در ریشه دوانی فرهنگی دید.
میراث او امروز تنها در باغ های تهران یا ساختمان های بنیاد خلاصه نمی شود؛ میراث واقعی وی در تربیت نسلی از محققان، چاپ کتاب های مرجع و زنده نگه داشتن چراغ مطالعات ایران شناسی است. میراث او نشان داده است که وقف تنها یک عمل اقتصادی نیست؛ بلکه نوعی سرمایه گذاری برای آینده است. برای فردی که نگرانِ فردایِ فرهنگِ کشور است، وقف، معتبرترین وثیقه ای است که می تواند برای آیندگان باقی بگذارد.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، امروز نه تنها یک نام، بلکه نمادِ بلوغِ فکری واقف ایرانی است؛ الگویی که به ما یادآوری می کند چطور می توان با درایت، ثباتِ قدم و عشق به میهن، سرمایه ای شخصی را به موتورِ محرکِ یک فرهنگِ ملی تبدیل کرد. دکتر افشار رفت، اما نهال هایی که وی در زمینِ فرهنگِ ایران کاشت، امروز به درختانی تنومند تبدیل گشته اند که سایه سارشان، پاسبانِ زبان و هویتِ فارسی زبانان است؛ و پویایی این بنیاد بزرگداشت نام واقفِ دوراندیشی است که آینده را نه در تخیل، که در عمل ساخت.

منبع:

1405/05/25
22:26:46
0.0 / 5
7
تگهای خبر: آموزش , آینده , اقامت , باغ
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات کاربران عزیز ال مور در مورد این پست
نظر شما در مورد این مطلب ال مور
نام:
ایمیل:
نظر شما:
سوال:
= ۲ بعلاوه ۵

ال مور Almor

Almor
almor.ir - حقوق سایت ال مور محفوظ و متعلق به مالک ال مور است

ال مور

فشن و کالاهای لوکس - ال مور با برندهای معتبر همراه شما در دنیای لاکچری و فشن است