محمدجواد مشکور، پژوهشگری در مرز ایران شناسی و اسلام شناسی
ال مور: محمدجواد مشکور، مورخ، ادیب و زبان شناس ایرانی، با پژوهش در تاریخ ایران باستان، فرقه های اسلامی، زبان های ایرانی و روابط فرهنگی ایران و جهان عرب، میراثی ماندگار بر جای گذاشت.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: پسری که در اواخر اسفند سال ۱۲۹۷ هجری شمسی در محله سنگلج تهران، در محدوده دباغ خانه چشم به جهان گشود؛ همچون محققان برجسته ای شد که در سده چهاردهم هجری شمسی، مطالعات تاریخی، زبانی و دینی را در ایران به یکدیگر پیوند داد. محمدجواد مشکور در خانواده ای روحانی و اهل علم پرورش یافت؛ خانواده ای که ریشه های آن از یک سو به عالمان آذربایجان و بادکوبه و از طرفی به خاندان علمی سنگلج تهران می رسید.
پدرش، علاءالدین مشکور، از خاندان عالمان ارومیه و آذربایجان بود و تحصیلات حوزوی خویش را در عرصه علمیه نجف به پایان رسانده بود. در پیشینه خانوادگی او، نام جد پدری مشکور هم جایگاه ویژه ای داشت. جد وی از علمای بادکوبه بود و در دوره ناصرالدین شاه قاجار، سمت نایب امام جمعه تهران را در مسجد شاه بر عهده داشت. مادر محمدجواد مشکور، معصومه خانم، ملقب به خانم آغا، بزرگ ترین فرزند حسن سنگلجی، از عالمان شناخته شده تهران در دوره ناصری، بود. او همین طور از نوادگان میرزا صفی مازندرانی به شمار می رفت. دایی های مشکور، محمدحسن، محمدمهدی و محمد، هم از عالمان و استادان روزگار خود بودند و در ایجاد شخصیت علمی او نقش داشتند.
مشکور دومین فرزند خانواده ای پنج نفره بود. برادر بزرگ ترش محمدرضا و برادر کوچک ترش محمدحسین نام داشتند. فضای خانوادگی، اولین مدرسه علمی او بود. وی از کودکی با متون دینی، ادبیات فارسی و عربی، مباحث حکمی و دانش های سنتی آشنا شد و آموزش را قبل از ورود به مدرسه، نزد پدر و دیگر خویشاوندان دانشمند خود شروع کرد.
این پیشینه خانوادگی، بعدها در راه علمی مشکور هم نمود یافت. او با آن که در دانشگاه های جدید تحصیل کرد و با شیوه های علمی غربی آشنا شد، پیوند خویش را با سنت مطالعات حوزوی، متون اسلامی و میراث مکتوب فارسی و عربی حفظ کرد. همین خاصیت باعث شد در تحقیقات خود، میان دانش سنتی و روش دانشگاهی ارتباط برقرار کند. مشکور با سودجستن از آموزش سنتی خانوادگی، تحصیلات دانشگاهی در ایران و فرانسه، آشنایی با زبان های مختلف و ارتباط با استادان برجسته داخلی و خارجی، توانست در شمار محققانی قرار گیرد که دانش ایرانی و اسلامی را با شیوه های تطبیقی و دانشگاهی بررسی کردند.
حوزه فعالیت علمی او تنها به یک رشته دانشگاهی محدود نمی شد؛ تاریخ ایران قبل از اسلام، تاریخ ایران بعد از اسلام، زبان های ایرانی و سامی، مطالعات پهلوی، فرقه شناسی اسلامی، ادبیات فارسی، تاریخ آذربایجان و روابط فرهنگی ایران و جهان عرب، مجموعه ای از زمینه هایی بود که مشکور در آنها به مطالعه و تألیف پرداخت. وی در دوره ای به فعالیت علمی روی آورد که مطالعات ایران شناسی در ایران درحال تثبیت بود و دانشگاه ها، مراکز فرهنگی و نهادهای علمی، بتدریج شیوه های جدید پژوهش تاریخی و زبان شناختی را تجربه می کردند.
تحصیلات و استادان
مشکور تحصیلات ابتدائی خویش را در مدرسه تمدن شروع کرد و سپس برای ادامه تحصیل به دارالفنون رفت. دارالفنون در آن دوره یکی از مهم ترین مراکز آموزشی ایران بود و حضور در آن، او را با آموزش نوین، زبان های خارجی و علوم جدید آشنا کرد. بعد از آخر دوره متوسطه، وارد دانشسرای عالی و دانشکده معقول و منقول شد. وی در سال ۱۳۱۸ هجری شمسی، درجه لیسانس خویش را در رشته ادبیات فارسی و عربی دریافت کرد. این نوبت، زمینه اصلی فعالیتهای بعدی او را فراهم ساخت؛ چونکه مشکور از همان زمان، همزمان به ادبیات فارسی، متون عربی، تاریخ ادیان و زبان شناسی توجه نشان می داد.
او در کنار تحصیلات رسمی، زبان های سامی، همچون عبری و سریانی، را هم فراگرفت و مطالعات خویش را در حوزه زبان های فارسی، عربی و زبان های ایرانی گسترش داد. آشنایی با این زبان ها، امکان مراجعه مستقیم به منابع متنوع تاریخی و دینی را برای او فراهم نمود و در تحقیقات تطبیقی اش اهمیت فراوان داشت. مشکور در راه علمی خود از محضر شماری از استادان برجسته ایران بهره برد. میرزا مهدی آشتیانی، علامه طباطبایی، سیدکاظم عصار، محمد قزوینی، بدیع الزمان فروزانفر و ابوالحسن فروغی همچون استادانی بودند که بر دانش و روش فکری او اثر گذاشتند. آشنایی با این استادان، وی را با دامنه وسیعی از علوم، از فلسفه و حکمت گرفته تا ادبیات، تاریخ و تصحیح متون، مرتبط کرد.
در سال ۱۳۳۲، مشکور برای ادامه تحصیل راهی فرانسه شد و در دانشگاه سوربن به تحصیل پرداخت. دوره اقامت وی در پاریس، مرحله ای مهم در ایجاد شخصیت دانشگاهی اش بود. وی در سوربن از استادانی مانند امیل بنونیست، رژیس بلاشر، لویی ماسینیون، هانری کربن و برانشویک بهره گرفت؛ استادانی که هر یک در عرصه هایی چون زبان شناسی تاریخی، ایران شناسی، اسلام شناسی، فلسفه ادیان و تاریخ فرهنگی شهرت داشتند.
موضوع رساله مشکور، ترجمه و بررسی کتاب فرق الشیعه، اثر حسن بن موسی نوبختی، بود. وی در سال ۱۳۳۶ ی خویش را در تاریخ اسلام و فرقه های اسلامی دریافت کرد. انتخاب این موضوع، مسیر آینده علمی او را تا اندازه زیادی مشخص کرد و باعث شد به یکی از محققان شناخته شده در حوزه فرقه شناسی اسلامی تبدیل گردد.
آغاز فعالیتهای اداری، آموزشی و فرهنگی
مشکور بعد از پایان تحصیلات، مدتی به تدریس در دبیرستان ها پرداخت. او همین طور تا سال ۱۳۲۷ در وزارت دارایی خدمت کرد. این تجربه های اداری و آموزشی، در کنار مطالعات علمی، او را با چارچوب های اجتماعی و فرهنگی ایران آن روزگار آشنا ساخت. یکی از مهم ترین تجربه های علمی او، همکاری با طرح تدوین لغت نامه دهخدا بود. مشکور در سال ۱۳۲۴، به دعوت علی اکبر دهخدا، با گروه محققان لغت نامه همکاری کرد. در آن زمان، مؤسسه دهخدا بشکل امروزی و در قالب نهادی وابسته به دانشگاه تهران شکل نگرفته بود و فعالیت اصلی در چهارچوب طرح و گروه تدوین لغت نامه انجام می شد.
نقش مشکور در این پروژه، بیشتر بعنوان همکار پژوهشی و نویسنده مدخل های لغت نامه بود. وی در گردآوری و تنظیم مواد لغوی، بررسی شواهد متون فارسی و عربی و تدوین توضیحات در ارتباط با واژه ها مشارکت داشت. این همکاری کوتاه مدت، تأثیر مهمی بر روش علمی او گذاشت؛ چونکه وی در این محیط با شیوه استخراج شاهد از متون، مقابله منابع، ضبط دقیق واژه ها و بررسی تحول تاریخی معنا آشنا شد. همین تجربه، پایه ای برای پژوهش های بعدی وی در فرهنگ نویسی، زبان پهلوی و مطالعات تطبیقی شد.
فعالیت دانشگاهی در تبریز و تهران
مشکور در سال ۱۳۲۷ به دانشگاه تبریز پیوست و تا سال ۱۳۳۸ در آن دانشگاه به تدریس تاریخ و فرهنگ ایران باستان و زبان پهلوی پرداخت. حضور وی در تبریز، تنها یک مأموریت آموزشی نبود؛ این نوبت فرصت مناسبی برای مطالعه تاریخ، جغرافیا، فرهنگ و آثار باستانی آذربایجان فراهم نمود. وی در تبریز به بررسی پیوندهای تاریخی این منطقه با ایران باستان، اورارتو، دوره های اسلامی و تحولات محلی پرداخت. توجه مشکور به آذربایجان، بعدها در آثاری مانند نظری به تاریخ آذربایجان و تاریخ تبریز تا پایان قرن نهم هجری بازتاب یافت.
نمونه اشعار و دستخط محمد جواد مشکور
آذربایجان در کارنامه علمی مشکور جایگاهی ویژه داشت. وی در آثار و تحقیقات خود، تاریخ این منطقه را از جنبه های سیاسی، جغرافیایی، زبانی و فرهنگی بررسی کرد. نظری به تاریخ آذربایجان و تاریخ تبریز تا پایان قرن نهم هجری همچون آثار مهم او دراین خصوص اند. مهم ترین موفقیت میدانی مشکور در آذربایجان، شناسایی سنگ نبشته ای اورارتویی در سال ۱۳۳۰ بود. این کتیبه با خط میخی در کوه زاغی، نزدیک روستای سقین دل در شهرستان ورزقان، قرار داشت. گزارش و ترجمه این سنگ نبشته با همکاری گئورگینا هانسن منتشر گردید.
کشف کتیبه سقین دل به شناخت حضور و نفوذ اورارتو در شمال غرب ایران کمک کرد. این رویداد همین طور نشان داد که فعالیت علمی مشکور فقط به مطالعه کتابخانه ای محدود نبود. او میان تاریخ پژوهی، زبان شناسی تاریخی و بررسی میدانی آثار باستانی ارتباط برقرار می کرد؛ نگاهی که در مطالعات ایران باستان اهمیت فراوان دارد.
پس از آن، مشکور در دانشسرای عالی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی و دانشکده الهیات دانشگاه تهران تدریس کرد. موضوعات آموزشی او، تاریخ ایران باستان، زبان پهلوی، تاریخ ادیان، تاریخ فرق اسلامی و تاریخ تشیع را دربرمی گرفت. وی در مقام استاد دانشگاه، نسلی از دانشجویان را با منابع تاریخی، متون دینی و زبان های قدیم ایران آشنا کرد. از دیگر فعالیتهای فرهنگی او میتوان به سردبیری روزنامه اطلاعات و تأسیس مجله عربی زبان الأخاء اشاره نمود. این فعالیتها نشان داده است که مشکور تنها در محیط دانشگاهی حضور نداشت، بلکه به عرصه مطبوعات، ارتباطات فرهنگی و گفتگوی علمی میان ایران و جهان عرب هم توجه داشت.
مأموریت فرهنگی در سوریه
مشکور در سال ۱۳۵۳ بعنوان رایزن فرهنگی ایران در سوریه انتخاب شد. این مأموریت، یکی از مهم ترین مراحل فعالیتهای فرهنگی و بین المللی او بود. وی در سوریه، افزون بر وظایف اداری و فرهنگی، به تدریس تاریخ فرق اسلامی، بخصوص فرق شیعه، در دانشگاه دمشق پرداخت.
یکی از اقدامات مهم مشکور در این نوبت، تأسیس کرسی زبان فارسی در دانشگاه های دمشق و حلب بود. او همین طور دو کتابخانه تخصصی ایران شناسی در سوریه بنیان گذاشت. این کتابخانه ها زمینه دسترسی دانشجویان و محققان عرب را به منابع در ارتباط با تاریخ، فرهنگ و زبان فارسی فراهم کردند. عضویت مشکور در مجمع اللغه العربیه بدمشق، یعنی فرهنگستان زبان عربی سوریه، نشان دهنده اعتبار علمی وی در جهان عرب بود. او از معدود محققان ایرانی بود که به واسطه تسلط بر زبان عربی و آشنایی عمیق با تاریخ و فرهنگ اسلامی، توانست در فضای علمی عربی هم جایگاهی معتبر به دست آورد.
مشکور در دفتر مجله الاخاء
فعالیت مشکور در سوریه، قسمتی از تلاش گسترده تر او برای توسعه روابط فرهنگی ایران و کشورهای عربی بود. وی بر آن بود که مطالعات ایران شناسی و زبان فارسی، از مرزهای ملی فراتر رود و در دانشگاه ها و مراکز علمی منطقه جایگاه شایسته ای پیدا کند.
پژوهش در تاریخ ایران باستان
یکی از محورهای اصلی آثار مشکور، تاریخ و فرهنگ ایران قبل از اسلام بود. وی در آثاری چون ایران در عهد باستان، تاریخ اجتماعی ایران در عهد باستان، کارنامه اردشیر بابکان، فرهنگ هزوارش های پهلوی و گفتاری در رابطه با دینکرد، ابعاد متعدد تاریخ ایران باستان را بررسی کرد. وی در مطالعات خود تنها به تاریخ سیاسی و سلسله های پادشاهی توجه نداشت، بلکه چارچوب های اجتماعی، آئین ها، نظام های دینی، زبان، ادبیات و نهادهای فرهنگی ایران باستان را هم مورد بررسی قرار داد. این رویکرد، آثار او را از تاریخ نگاری فقط سیاسی متمایز می کرد.
توجه ویژه مشکور به زبان پهلوی و متون دینی دوره ساسانی، اهمیت خاصی داشت. خیلی از منابع پهلوی برای خواننده فارسی زبان دشوار و کم دسترس بودند. او با معرفی، ترجمه و توضیح این متون، زمینه استفاده گسترده تر محققان از منابع ایران قبل از اسلام را فراهم نمود. آثاری مانند تاریخ اوستا و ادبیات دینی پهلوی، مجوس در کتب مقدس سامی و گفتاری در رابطه با دینکرد، نشان دهنده علاقه او به مطالعه تطبیقی ادیان و متون دینی هستند. مشکور در این آثار کوشش کرد جایگاه آئین ها و مفاهیم ایرانی را در ارتباط با سنت های دینی سامی و اسلامی بررسی کند.
فرقه شناسی و تاریخ اندیشه اسلامی
فرقه شناسی اسلامی، یکی از برجسته ترین حوزه های فعالیت علمی مشکور بود. او متون مهمی را که در رابطه با فرق، مذاهب و جریان های کلامی اسلامی نوشته شده بود، به فارسی معرفی، ترجمه یا تصحیح کرد. ترجمه فرق الشیعه، اثر حسن بن موسی نوبختی، از آثار مهم او دراین خصوص است. مشکور در این اثر، افزون بر ترجمه متن، مقدمه و توضیحات تاریخی ارایه کرد و خواننده فارسی زبان را با یکی از منابع اساسی تاریخ تشیع آشنا ساخت.
ترجمه الفرق بین الفرق، اثر عبدالقاهر بغدادی، هم از دیگر کارهای مهم اوست. این اثر از منابع شناخته شده در رابطه با فرقه های اسلامی به شمار می آید و ترجمه آن، دسترسی پژوهشگران فارسی زبان را به مباحث پیچیده فرقه شناسی آسان تر کرد. تصحیح المقالات والفرق منسوب به سعد بن عبدالله اشعری و ترجمه یا بررسی بخشهایی از الملل و النحل ابن مرتضی هم در همین حوزه قرار می گیرد.
اهمیت این آثار تنها در ترجمه متون عربی خلاصه نمی گردد. مشکور تلاش داشت تاریخ فرقه ها را در پیوند با تاریخ اجتماعی اندیشه، تحولات سیاسی و مباحث کلامی بررسی کند. به همین دلیل، آثار او در بین محققان تاریخ تشیع، تاریخ ادیان و کلام اسلامی مورد توجه قرار گرفت. عبدالحسین زرین کوب هم مشکور را از معدود محققان معاصر دانسته است که بصورت جدی در حوزه مقالات، فرق، اهواء و نحل مطالعه کرده اند.
زبان شناسی و مطالعات تطبیقی
زبان شناسی بخش دیگری از میراث علمی مشکور را تشکیل می دهد. مهم ترین اثر او در این عرصه، فرهنگ تطبیقی عربی با زبان های سامی و ایرانی است که در دو مجلد منتشر گردید. این اثر به بررسی روابط واژگانی و ساختاری میان زبان عربی، زبان های سامی و زبان های ایرانی می پردازد. مشکور در این کتاب، واژه ها را تنها از نظر معنای امروزی بررسی نمی کند، بلکه تحول تاریخی، ریشه شناختی و کاربردهای آنها را هم مورد توجه قرار می دهد. این تکنیک با تجربه وی در همکاری با لغت نامه دهخدا و مطالعاتش در حوزه متون فارسی، عربی و پهلوی ارتباط داشت.
فرهنگ هزوارش های پهلوی هم از آثار مهم او در حوزه زبان های ایرانی است. هزوارش ها واژه هایی بودند که در متون پهلوی بصورت آرامی نوشته می شدند، اما هنگام خواندن، معادل ایرانی آنها تلفظ می شد. بررسی این واژه ها برای شناخت ساختار زبان پهلوی و تحول زبان های ایرانی اهمیت خیلی دارد.
مشکور همین طور آثاری آموزشی مانند دستورنامه در صرف و نحو زبان پارسی، اللغه الفارسیه و زبان آموز عربی به فارسی پدید آورد. این آثار نشان می دهند که وی در کنار پژوهش های تخصصی، به آموزش زبان و انتقال دانش به دانشجویان و علاقمندان هم توجه داشت.
مشکور و همکاران مجله جلوه
از اولین آثار او میتوان به کلمات محمد(ص) در سال ۱۳۱۸، جشن سده در سال ۱۳۲۴، فرق الشیعه، تاریخ اوستا و ادبیات دینی پهلوی، مجوس در کتب مقدس سامی و گفتاری در رابطه با دینکرد در سال ۱۳۲۵ اشاره نمود. در سالیان بعد، آثاری چون تاریخ ایران باستان به روایت ابن عبری، کارنامه اردشیر بابکان، نظری به تاریخ آذربایجان، تاریخ مردم اورارتو، النکت الاعتقادیه، هفتاد و سه ملت یا اعتقادات مذاهب و دستورنامه در صرف و نحو زبان پارسی منتشر گردید.
در دهه های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، بخش مهمی از آثار او در حوزه تاریخ ایران باستان، تاریخ اجتماعی، تاریخ تبریز، فرقه شناسی، روابط فرهنگی و زبان شناسی تطبیقی پدید آمد. ایران در عهد باستان، تاریخ اجتماعی ایران در عهد باستان، تاریخ تبریز تا پایان قرن نهم هجری، الفرق بین الفرق، سیر اندیشه های دینی در ایران، تاریخ شیعه و فرقه های اسلام تا قرن چهارم هجری و فرهنگ تطبیقی عربی با زبان های سامی و ایرانی همچون این آثارند.
در میان آثار او، کتاب هایی مانند نام خلیج فارس در طول تاریخ، جغرافیای تاریخی ایران قدیم، تاریخ سیاسی و اجتماعی اشکانیان، تاریخ سیاسی ساسانیان، روح القرآن، المنیه و الامل فی شرح ملل و النحل و نسب نامه خلفا و شهریاران و سیر تاریخی حوادث اسلام هم در لیست های کتاب شناختی آمده اند؛ هرچند در رابطه با تاریخ اولین انتشار یا وضعیت تعدادی از آنها اختلاف هایی وجود دارد.
مشکور در کتابخانه شخصی خودش
از این رو، لیست قطعی آثار مشکور نیازمند بررسی صفحه عنوان اولین چاپ هر کتاب، کتاب شناسی های تخصصی و اسناد کتابخانه ای است. با این حال، آن چه تردیدناپذیر است، گستردگی و تنوع میراث علمی اوست؛ میراثی که از تاریخ و ادیان تا زبان و ادبیات را دربرمی گیرد.
جایگاه علمی و میراث پژوهشی
محمدجواد مشکور را نمی توان تنها مورخ، زبان شناس یا اسلام شناس دانست. خاصیت اصلی او چندرشته ای بودن فعالیت علمی اش بود. او تاریخ ایران باستان را با مطالعه زبان پهلوی و متون دینی پیوند می داد، تاریخ اسلام را از نظر فرقه شناسی بررسی می کرد و در پژوهش های زبانی، از منابع تاریخی و دینی بهره می گرفت. استفاده همزمان از منابع فارسی، عربی، پهلوی و زبان های سامی، یکی از مهم ترین خاصیت های روش پژوهشی او بود. وی بر این باور عملی حرکت می کرد که تاریخ ایران و اسلام را نمی توان در چهارچوب یک زبان یا یک سنت مطالعاتی بررسی کرد. شناخت دقیق گذشته، نیازمند مقایسه منابع و توجه به زمینه های زبانی، دینی و اجتماعی است.
همکاری با دهخدا، تدریس در دانشگاه های ایران، فعالیت فرهنگی در سوریه، تأسیس کرسی های زبان فارسی و کتابخانه های ایران شناسی، تصحیح و ترجمه متون فرقه شناختی و شناسایی کتیبه اورارتویی، مجموعه ای از کارهایی است که جایگاه او را در تاریخ علمی معاصر ایران تثبیت کرده است.
راوی روزگاران
کتاب «راوی روزگاران؛ مقالاتی در رابطه با و اهدا به محمدجواد مشکور» به تلاش سیدسعید میرمحمدصادق و از جانب نشر سنگلج انتشار یافته است. این کتاب در پنج فصل تدوین شده است. فصل نخست به زندگی و شخصیت علمی و فرهنگی محمدجواد مشکور اختصاص دارد و شامل یادداشت ها، نامه ها و نوشته هایی از اشخاصی است که با او معاشرت و همکاری داشته اند؛ همچون آیت الله العظمی شهاب الدین حسینی مرعشی نجفی، سیدمحمد دبیرسیاقی، محمدکاظم موسوی بجنوردی، ابوالفضل یوسفی، محمدحسین تسبیحی، ابوالقاسم امامی، محمدطاهر خسروشاهی، سیدسعید میرمحمدصادق و آزاد نظربلند.
فصل دوم به آثار و حوزه های پژوهشی محمدجواد مشکور می پردازد و در پنج بخش تنظیم شده است. بخش نخست، مطالعات و پژوهش های وی در عرصه زبان و ادب فارسی را بررسی می کند و یادداشت هایی از محمد دبیرسیاقی، مدینه پورمحمود، نسیم محمدی و عاطفه طیب را دربرمی گیرد. بخش دوم به مطالعات و پژوهش های مشکور در رابطه با تاریخ ایران باستان اختصاص دارد. در این بخش، نوشته هایی از عسکر بهرامی، فرزین غفوری، مریم دارا، مریم کمالی، رضا محمدی، سعید سلطانی مقدم، نادر جلالی و فاطمه طیه انتشار یافته است.
بخش سوم، پژوهش های در رابطه با تاریخ اسلام را شامل می شود و مقالاتی از محسن معینی، علی محمدی، علی محمدی، شهاب الدین سمنانی، محمدرضا ابویی مهریزی، آریا یونسی و پروفسور گازا نادو در آن به چاپ رسیده است. بخش چهارم به مطالعات و پژوهش های در ارتباط با تاریخ ایران بعد از اسلام اختصاص دارد و نوشته هایی از فرهاد دشتی کیا، مجتبی خلیفه و فاطمه رستمی را دربرمی گیرد. بخش پنجم هم به فعالیتهای روزنامه نگاری محمدجواد مشکور و روزنامه «الاخاء» اختصاص یافته است. در این بخش، یادداشتی از سیدفرید قاسمی در رابطه با فعالیتهای مطبوعاتی او انتشار یافته است.
فصل سوم کتاب شامل مقالات اهدایی است که احمد مهدوی دامغانی، رسول جعفریان، علیرضا ذکاوتی قراگزلو، محمود جعفری دهقی، بهروز ایمانی، عنایت الله مجیدی، محمدکاظم رحمتی و منوچهر فروزنده فرد به این مجموعه اهدا کرده اند. فصل چهارم به اشعار اهدایی به مشکور اختصاص دارد. اسماعیل دولتشاهی، مجدالدین کیوانی، محمدحسین تسبیحی، توران شهریاری، ماشاالله هداوند و سرهنگ میرمهدی موبد اشعاری را برای این بخش سروده اند.
فصل پنجم هم مجموعه ای از یادداشت های منتشرنشده محمدجواد مشکور را شامل می شود. همچون مطالب این فصل میتوان به نوشته هایی در رابطه با مهم ترین فعالیتهای فرهنگی وی در دمشق و هم اقبال لاهوری، طراح نقشه پاکستان، اشاره نمود. در آخر کتاب هم بخشی به تصاویر اختصاص یافته است.
سرانجام، خاموشی مشکور
محمدجواد مشکور بعد از چند ماه بیماری، در ۲۵ فروردین ۱۳۷۴ بر اثر سکته مغزی در تهران درگذشت و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد. زندگی او نمونه ای از پیوند میان دانش سنتی و آموزش دانشگاهی، پژوهش ملی و ارتباط علمی بین المللی بود.
میراث مشکور بازهم در عرصه هایی چون تاریخ ایران باستان، تاریخ آذربایجان، زبان پهلوی، فرقه شناسی اسلامی، تاریخ تشیع، فرهنگ نویسی و روابط فرهنگی ایران و جهان عرب اهمیت دارد. او با گردآوری، ترجمه، تصحیح و تألیف آثار گوناگون، قسمتی از منابع بنیادین مطالعات ایرانی و اسلامی را برای محققان فارسی زبان فراهم نمود و نام خویش را در تاریخ ایران شناسی معاصر ماندگار ساخت.
به اجمال، او همچنین تا سال ۱۳۲۷ در وزارت دارایی خدمت کرد. در آخر کتاب هم بخشی به تصاویر اختصاص یافته است. محمدجواد مشکور پس از چند ماه بیماری، در ۲۵ فروردین ۱۳۷۴ بر اثر سکته مغزی در تهران درگذشت و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
منبع: ال مور
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات کاربران عزیز ال مور در مورد این پست
نظر شما در مورد این مطلب ال مور
نام:
ایمیل:
نظر شما:
سوال:
= ۶ بعلاوه ۱