گواهی های انسانی، ۵۰

در رابطه با ادایی بودن

در رابطه با ادایی بودن به گزارش ال مور، ادایی دیگر فقط صفتی برای خودنمایی نیست؛ به مجوزی طنزآمیز برای خریدهای کوچک و لذت های منزلت ساز تبدیل گشته است.



یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی:

«بیا خونه ات رو ادایی نماییم.» این جمله که حالا در پیشنهادهای چیدمان، نقاشی، و بازسازی خانه می شنویم، از تغییر معنای یک کلمه خبر می دهد. ادایی تا همین اواخر سرزنشی برای رفتار متظاهرانه افراد کم مایه بود. امروز همان کلمه به دعوتی دوستانه برای خرج کردن تبدیل گشته است. کسی که آنرا به کار می برد، می داند قرار نیست ضرورتی را برطرف کند. می خواهد چیزی بخرد که خوشحالش کند و با این وجود، اندکی به ویترین زندگی جلوه بدهد. طنز پنهان کلمه، سنگینی تجمل خواهی را از روی این انتخاب برمی دارد. کسی از ادایی بودن خودش شرمنده نیست؛ آنرا اعلام می کند.
یک عروسک بز مهربان، عودی خوش بو، پاف پینترستی، یا پرداخت بیست وپنج درصد بیشتر برای رنگ خاص مبلی با همان کیفیت قیمت اصلی، همگی می توانند ادایی باشند. این ها فقط اشیای دلپذیر نیستند؛ نشانه های منزلت هم هستند. ادایی به طبقه متوسط و حتی فقیر امکان می دهد با هزینه ای محدود، سهمی از لذت تمایز داشته باشد. منزلت یابی امری دموکراتیک شده است؛ منزلتی که دیگر در انحصار صاحبان دارایی های بزرگ نیست و می شود با یک خرید ظاهرا کوچک تجربه نمود. دیگر لازم نیست کسی ویلای چهارهزارمتری لواسان داشته باشد تا چیزی در زندگیش توجه دیگران را جلب نماید.
اما تفاوت اصلی در قیمت نیست؛ در دوام منزلت است. ویلا سال ها می ماند و منزلت صاحبش را حفظ می نماید. کالای ادایی امکان دارد فردا دیگر جذاب نباشد، از مد بیفتد، یا حتی راهی سطل زباله شود. منزلتش سریع تر از خود کالا مصرف می شود. برای تکرار لذت باید خرید تازه ای انجام داد. آن چه در یک نوبت خرجی ناچیز به نظر می آید، با تکرار، به سوراخی دائمی در بودجه زندگی تبدیل می شود؛ سوراخی که چون از پرداخت های کوچک تولید شده، به آسانی دیده نمی گردد. هر بار فقط مبلغی کوچک از حساب کم می شود، اما مجموع این مبلغ ها می تواند سهم مهمی از درآمد محدود فرد را ببلعد.
اینجا است که پشت ظاهر شیرین ادایی، خطری جدی پنهان می شود. خانواده امکان دارد خرید خوراک بهتر را عقب بیندازد، رسیدگی ریشه ای به بیماری را به تعویق بیندازد، یا از کیفیت آموزش کودکان بزند، اما برای عروسک تازه، قاب عکس متفاوت، یا آباژور پول خرج کند. مساله دشمنی با زیبایی و دلخوشی نیست. مساله اینست که مصرف نشانه های زندگی بهتر، کم کم جای ساختن خود زندگی بهتر را نگیرد. طنز «ادایی» هم به جای آن که ما را هوشیار کند، گاهی هزینه را بی اهمیت جلوه می دهد. خودمان به ولخرجی می خندیم و همان خنده، پرسش در رابطه با اولویت ها را عقب می اندازد.
این اتفاق در کشوری رخ می دهد که در حالت جنگ است. زنجیره های تأمین چنان خوب کار کرده اند که مردم، با وجود فشار اقتصادی، با قفسه های خالی و نایابی گسترده مواجه نشده اند. فشار را بیشتر در تورم می بینند. تورم خریدهای معنادار، از بهبود خانه تا تأمین نیازهای اساسی را دورتر می برد، اما خرید ادایی هنوز ممکن به نظر می رسد؛ دلخوشی کوچکی در مقابل آرزوهای بزرگِ دور از دسترس. به این ترتیب، فشاری که باید اولویت های مصرف را تغییر دهد، خودش به توجیه مصرف بیشتر تبدیل می شود. موفقیتِ در زنجیره های تأمین نباید لزوم معیشت سنجیده در روزگار جنگ را از یاد ما ببرد.

به طور خلاصه کسی که آن را به کار می برد، می داند قرار نیست ضرورتی را برطرف کند. آنچه در یک نوبت خرجی ناچیز به نظر می رسد، با تکرار، به سوراخی دائمی در بودجه زندگی تبدیل می شود؛ سوراخی که چون از پرداخت های کوچک تولید شده، به سادگی دیده نمی گردد.

منبع:

1405/08/06
18:38:53
0.0 / 5
9
تگهای خبر: آموزش , بودجه , بیمار , تولید
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات کاربران عزیز ال مور در مورد این پست
نظر شما در مورد این مطلب ال مور
نام:
ایمیل:
نظر شما:
سوال:
= ۲ بعلاوه ۳

ال مور Almor

Almor