عمادالکتاب، خوشنویسی که هنر را از دربار به میان مردم آورد

عمادالکتاب، خوشنویسی که هنر را از دربار به میان مردم آورد ال مور: در آیینی با تمرکز بر انتشار مرقعی از آثار عمادالکتاب، ابعاد تازه ای از نبوغ هنری و نقش وی در پیوند خوشنویسی با جامعه و تحولات زمانه اش بررسی گردید.



به گزارش ال مور به نقل از مهر، مراسم رونمائی از اثر نفیس «مرقع عمادالکتاب»، شامل برگ هایی از ادعیه و صلوات چهارده معصوم(ع) و قطعاتی از خطوط نسخ، نستعلیق، شکسته، ثلث و تحریری، با حضور جمعی از مدیران فرهنگی، استادان و محققان در اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار شد.
دبیر نشست و مدیر اندیشگاه فرهنگی کتابخانه ملی احسان ا... شکراللهی در آغاز برنامه، ضمن تبریک فرارسیدن ایام میلاد پربرکت پیامبر گرامی اسلام(ص)، اظهار نمود: «بسیار خرسندیم که در آستانه میلاد پیامبر اکرم صلی ا... مقابل و آله اظهار داشت: شاهد یک رویداد فرهنگی باارزش و درخشان هستیم؛ رونمایی از یکی از نفایس گنجینه خطی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران که به پایمردی، همت و سرمایه گذاری بانک ملی ایران و با هنرمندی همکاران این مجموعه به زیور طبع آراسته شده است.
وی در رابطه با پدیدآورنده این اثر اضافه کرد: «این چهره درخشان، در واقع نقطه پیوند و شروع دوره معاصر خوشنویسی ما به شمار می آید. عمادالکتاب مقدمات خوشنویسی را نزد میرزا محمدعلی خوشنویس قزوینی آموخت؛ اما آن چه اقتضا می کرد او از همان دوران نوجوانی به اسناد، آرایه بندی قباله جات و اقلام مختلف خط توجه کند، سرآغاز مسیری شد که پا جای پای قله های خط دوران قاجار بگذارد. او هرچند امکان نیافت مستقیماً از محضر استادانی چون میرزا غلام رضا اصفهانی یا میرحسین ترک تهرانی بهره مند شود، اما سبک و شیوه آنان را با دقت پی گرفت. عمادالکتاب جزو معدود خوشنویسان چندقلم یا هفت قلم تاریخ ایران بود که علاوه بر نستعلیق و تعلیق، انواع دیگر خطوط را نیز استادانه می نوشت.
دبیر نشست با اشاره به پژوهش های پخش شده در رابطه با شخصیت عمادالکتاب اضافه کرد: «برخی محققان، همچون جناب آقای مسعود شیربچه در اثر بهادار شان، به شباهت های اعجاب آور او با میرعلی تبریزی (واضع خط نستعلیق) اشاره کرده اند؛ همچون این که زبان مادری هر دو ترکی بوده، به زبان رسمی فارسی تسلط کامل داشته اند و فرانسه نیز آموخته بودند. عمادالکتاب علاوه بر خوشنویسی، در مقاطعی نقاشی، موسیقی و حتی آشپزی را آزمود و از روحیه ای عصیانگر، پویا و خلاقیتی کم نظیر برخوردار بود. وی در عصر تحولات بزرگ سیاسی و انقلاب مشروطه زیست؛ در کوران اعتراضات مردمی قرار گرفت و ناخواسته به عضویت کمیته مجازات درآمد. البته به حکم هنرمندی و عقل، در هیچ قتلی دست نداشت؛ هرچند شادروان علی حاتمی در مجموعه ماندگار "هزاردستان"، در قامت شخصیت "رضا خوشنویس"، روایتی دراماتیک و متفاوت از او عرضه کرده است.
وی در آخر سخنانش اظهار داشت: «عمادالکتاب با وجود ریشه داشتن در سنت خوشنویسی، به شیوه های نوین نیز باور داشت. وی در دو سفر خود به اروپا (روسیه و هلند)، با متدهای جدید آموزش آشنا شد و توانست پروسه طولانی و سنتی آموزش خط را که گاه دهه ها به درازا می کشید، با تدوین جزوه ها و ۳۶ رسم الخط و انتشار آن در هلند، به دوره ای کوتاه مدت تقلیل دهد تا دانش آموزان بتوانند نستعلیق و سایر خطوط را سریع تر بیاموزند؛ از این رو، باید او را علاوه بر استادی بی بدیل، یک "معمار آموزشی" در عصر خود دانست.

تأملاتی بر هنر و زمانه عمادالکتاب

در ادامه، سیدمجتبی حسینی، دبیر فرهنگستان زبان و ادب فارسی، به ایراد سخنرانی پرداخت و اظهار داشت: هنگامی که انسان در برخورد با اثر هنری قرار می گیرد، در بادی امر چنین می پندارد که تنها در مقابل جمال و زیبایی نشسته است؛ اما جمال، خلعتی است که بر قامت تفکر و اندیشه در بستر زمان و مکان پوشانده می شود. اثر هنری برشی کوتاه از تاریخ است، اما در درون خود، راوی سرگذشت و مسیری است که تا لحظه خلق اثر طی شده و حتی شگفت آنکه نشانه ها و دلالت هایی از فردا و آینده را نیز در خود نهفته دارد؛ چونکه پیران فرهنگ آموخته با آزمودن درمی یابند که در جام هنر، چطور میتوان نقش فردا را خواند. جوهره و سرّ سویدای هنر در اینست که آیینه زمانه خویش باشد.
وی اضافه کرد: امروز که این اثر، ساخته و پرداخته شده در دیماه ۱۲۸۱ (حدود ۱۲۴ سال پیش)، پیش روی ماست، بیایید هشت چلیپا یا قطعه این "مرقع عماد" را مانند هشت عمارت کلاه فرنگی یا هشت دریچه فرض کنیم: دریچه ای رو به شخصیت محمدحسین سیفی قزوینی؛ دریچه ای به باغ خطوط نسخ، شکسته و تحریری؛ دریچه ای به باورها، دین و معارف؛ دریچه ای به زمانه پرحادثه تاریخ ما؛ و دریچه ای رو به فردای آن روزگار که امروز ماست.
او اضافه کرد: اگر در پس شباهت های کلی این قطعات با نمونه های پیشین بنگریم، تفاوت های ظریفی رخ می نماید؛ برای مثال در صفحات نستعلیق، آن شرزگی و تیزیِ پیشین اندکی نرم تر شده و وفاداری به چارچوب های سنتی استادان حفظ گشته است. این خاصیت ها دقیقا در دورانی شکل گرفته که زمانه سرعت گرفتن تحولات است: هم زمان با راه اندازی کارخانه چراغ برق در مشهد، ورود ماشین دودی، توسعه چاپخانه، تلگراف خانه، تأسیس مدارس با معلمان فرنگی، اعزام دانشجویان برای تحصیل طب و مهندسی به فرنگ، و اوج گیری نهضت مشروطه خواهی. جان حساس هنرمندی چون وی در ۴۱ سالگی نمی توانست از این تحولات جامعه و دغدغه سرنوشت کشور برکنار بماند.
دبیر فرهنگستان زبان و ادب فارسی در ادامه اظهار داشت: قصه زندگی عمادالکتاب روالی ساده و جویباری نداشت. او سلطنت پنج شاه از دو سلسله را دید؛ در ۱۴ سالگی از قزوین به آذربایجان و در ۱۶ سالگی به عتبات هجرت کرد، سپس به تهران و خراسان رفت؛ از اولین خوشنویسانِ کارمند در وزارت داخله شد، به مشروطه خواهی گرایش یافت و معلم خط دو شاه شد. او تمام اقلام خط و تمام قالب ها، از کتابت تا کتیبه نویسی را تجربه نمود و آن قدر نوشت که به شهادت آثارش، کتابت را معطل یافتن متن ها نمی کرد؛ گویی بمحض جاری شدن واژه ها در اندیشه اش، کلمات از سرانگشتانش بر صفحه کاغذ می بارید. او هیچ گاه هنرمندی منزوی نبود که صوفیانه تنها به خلوت خویش بپردازد، بلکه بطورکامل با جامعه در پیوند بود.
وی اضافه کرد: از نظر آموزشی نیز محرومیت او از حضور مستقیم در محضر استادان بزرگ دوران، او را به استادی در "مکتب غیابی" تبدیل کرد؛ تلاشی مشقت بار اما دلپذیر برای کشف و گره گشایی از رموز خط قدما که سبب شد وی با بازطراحی تقطیع ها و اتصالات حروف، نظام تعلیم خوشنویسی را سامان دهد و شالوده خوشنویسی معاصر ایران را پی ریزی کند. افزون بر این، حضور وی در مدارس علمیه عتبات در روزهای نوجوانی، پایه های دینی و معرفتی او را تحکیم بخشید؛ چنان که نگارش مصاحف شریف، ادعیه و صلوات های پرشمار بر پیامبر اکرم(ص) و خاندان پاکشان گواه این مدعاست. انتشار آثار گوناگون وی در دوران حیاتش بوسیله چاپ سنگی نیز سبب گستردگی شهرت او در سراسر ایران شد.»

مروری بر جایگاه و انتشار آثار عماد الکتاب

در بخش دیگری از این مراسم رییس سازمان اسناد و کتابخانه ملی غلامرضا امیرخانی به ایراد سخن پرداخت و با اشاره به سوابق پژوهش و خریداری نسخه های خطی اظهار داشت:
«به یاد دارم در اواسط دهه هشتاد، داستان ورود ماشین دودی به تهران را مثال می زدند که ابتدا برخی با آن مخالفت می کردند؛ در فضای خرید نسخ و آثار خطی نیز در مقطعی مباحث زیادی پیش می آمد که این نسخه با چه قیمتی و چطور تهیه شده است. در رابطه با این مرقع و آثار نفیس نیز کوشش های فراوانی شد تا به مجموعه افزوده شود.
وی اضافه کرد: سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران بعنوان نهادی علمی و فرهنگی با سابقه کهن، همیشه میزبان چنین رویدادهایی است و همکاری مراکز معتبری همچون بانک ملی ایران برای انتشار چنین آثاری جای تقدیر بسیار دارد. خصوصاً از کوشش های جناب آقای دکتر نجف زاده، عضو محترم هیات مدیره بانک ملی، و سایر همکاران و پژوهشگرهایی که برای به ثمر نشستن این اثر نفیس همت گماردند، صمیمانه سپاسگزاری می کنم. خوشحالم که امروز اثری نفیس از گنجینه خطی کشور، با کیفیتی شایسته در اختیار محققان و عموم علاقمندان قرار می گیرد.

هنر مردمی عمادالکتاب

پس از سخنان امیرخانی دبیر نشست با قرائت ابیاتی نغز در رابطه با جایگاه خوشنویسی و پیوند پاکی روان با زیبایی خط، اظهار داشت: این دومین اثر درخشان از مجموعه آثار عمادالکتاب است که با همکاری کتابخانه ملی به چاپ می رسد؛ قبل تر نیز مجموعه ای از آثار او انتشار یافته بود که دربرگیرنده دوره های قبل، حین و پس از دوران حبس او بود. نکته بنیادین—چنان که دکتر حسینی نیز تاکید کردند—این است که عمادالکتاب تنها "خوش نویسِ خوشایند درباریان" نبود؛ در حالیکه در قسمت بزرگی از تاریخ، هنر خوشنویسی و نقاشی در انحصار دربار و طبقه اشراف قرار داشت، در شروع عصر معاصر چهره هایی چون کمال الملک در نقاشی و عمادالکتاب در خوشنویسی، هنر را به میان مردم آوردند و زبان گویای آرمان ها، مطالبات و حرف دل جامعه زمانه خویش شدند.
در ادامه این مراسم و سخنران بعدی این نشست، جناب آقای دکتر حمیدرضا قلیچ خانی بود، پژوهشگری با آثاری مثل مجموعه رسائل خط و خوشنویسی، فرهنگ واژگان و اصطلاحات خط و هنرهای وابسته، فرهنگ زرافشان (اصطلاحات خوشنویسی و کتاب آرایی در شعر و ادب فارسی) و انبوه مقالات و پژوهش هایی اشاره نمود که پایان نامه های دانشجویی مختلفی نیز زیر نظر ایشان به سامان رسیده است.

ناگفته هایی از نبوغ، اسناد و ابعاد هنری عمادالکتاب

سپس دکتر حمیدرضا قلیچ خانی به ایراد سخن پرداخت و ضمن تشکر از مدیران کتابخانه برای خرید و تهیه این مرقعات اظهار داشت: این نفایس از دو حیث حائز اهمیت اند: نخست از نظر اصالت آثار، که اگر این بازه زمانی (تقریباً ۱۵ سال گذشته) را بصورت پژوهشی از جهت کیفیت و اصالت با خریدهای دوره های قبلِ این نهاد نودساله مقایسه نماییم، ارزش والای آنها آشکار می شود.
وی در ادامه به بیان اهمیت این کار و جایگاه گنجینه کتابخانه ملی و اسناد منحصربه فرد عمادالکتاب پرداخت و اظهار داشت: یک نکته قابل توجه اینست که بیشترین و غنی ترین آثار عمادالکتاب در سازمان اسناد و کتابخانه ملی نگهداری می شود. متاسفانه حتی در انجمن خوشنویسان ایران بعنوان بزرگ ترین نهاد خوشنویسی کشور، اکنون اثر مستقیمی از این هنرمند نداریم؛ اما کتابخانه ملی بخشی از "گِرده ها" (طرح های سوزن زده کتیبه های عمادالکتاب) را در اختیار دارد که ظاهراً توسط دختر ایشان اهدا شده است. همین طور مجموعه مفصلی در چند آلبوم سیاه مشق—که بخش عمده آن متعلق به دوران زندان است—در این سازمان موجود است که مسئولیت و رسالت کتابخانه ملی را در حفظ و بازنشر آنها دوچندان می کند. قبل از این، مجموعه ای از سیاه مشق های ایشان با مقدمه استاد غلامحسین امیرخانی انتشار یافته بود، اما به گمان من اتوبیوگرافی ها و خودزندگی نامه های مختلفی از او باقیمانده که قابلیت انتشار دارند. شاید عمادالکتاب تنها خوشنویس ایرانی باشد که دست کم چهار بار شرح حال خویش را به قلم خویش نگاشته است؛ امری که در بین قدما مرسوم نبود و در دوره معاصر نیز استادان دیگر شاید تنها یک دفعه به نگارش آن پرداخته اند. از این چهار خودزندگی نامه، دو نسخه در کتابخانه ملی موجود است که می تواند مبنای پژوهش های جامعی قرار گیرد.
او با اشاره به مرقع حاضر و اهمیت آموزشی «مفردات» اضافه کرد: نکته بعدی در رابطه با شروع این مرقع است که با "مفردات" و حروف الفبا آغاز می شود. با عنایت به اشارات سخنرانان محترم، به تک تک صفحات ورود نمی کنم؛ اما خوشبختانه از جناب آقای دکتر سادات قول گرفته ایم که *مفردات به خط ثلث ایرانی* اثر حاجی مقصود شریف تبریزی را نیز که از مباحث مهم می باشد، به چاپ برسانند. مفردات برای کسانیکه در حوزه آموزش خط فعالیت می نمایند، فوق العاده حیاتی می باشد. در این اثر گرچه صفحه اول به مفردات اختصاص یافته، اما در نسخه حاجی مقصود تمام اتصالات دوحرفی (مانند اتصال حرف "عین" به تمام حروف یا "سین" به تمام حروف) نوشته شده که منبعی الهام بخش برای طراحی ایرانی و تقویت هویت ملی به شمار می رود؛ در مرقع عمادالکتاب نیز پیوستگی این اتصالات به خوبی نمایان است.
وی ضمن بیان خاطرات عمادالکتاب از نوشتن کتیبه های آرامگاه فردوسی و داستان حذف امضای او اظهار داشت: در سفری که اخیراً برای دوره ای نسخه شناسی به مشهد داشتم، به نکته ای تاریخی در رابطه با کتیبه های آرامگاه فردوسی برخورد کردم. این کتیبه ها در سال ۱۳۱۳ (دو سال قبل از وفات عمادالکتاب) به خط او نگاشته شده اند؛ اما نکته تأمل برانگیز اینست که اثر، "رقم" و امضای خطاط را ندارد. اخیراً در یکی از سیاه مشق های عمادالکتاب دیدم که او عمیقاً از این ماجرا رنجیده است. در آن روزگار یکی از رجال دوره پهلوی به نام آقای خسرو (که بسیار مورد تمجید بود) در مجلس حضور داشت. عمادالکتاب همان گونه که در رسم المشق های خود ثبت تاریخی کرده، دیدگاه جالبی داشته است؛ نقل می کند قبل از آن نیز یکی از رجال سیاسی به او اظهار داشته بود: من به تو همان شهریه را می دهم، منوط به آنکه فقط به سه پسر من درس بدهی و کاری با عموم مردم نداشته باشی؛ اما عماد پاسخ داده بود هدف من آموزش خط به همه ملت ایران است، نه فقط فرزندان اشراف. در داستان آرامگاه فردوسی نیز عمادالکتاب در چارچوب چند سیاه مشق با دلخوری ثبت کرده است که باآنکه کتیبه ها مورد تحسین و تمجید همه ناظران و حاضران قرار گرفت، اما حرکتی نسنجیده سبب شد امضای این بنده فقیر را در آخر کتیبه ها محو کنند و این رفتار، ناظران را نیز متعجب و خشمگین ساخت. ظاهراً توجیه متولیان این بوده که چون دستمزد پرداخت شده، دیگر احتیاجی به درج نام خوشنویس نیست؛ در حالیکه در تمام سنت های هنری ایران، هنرمند علاوه بر دریافت دستمزد، اثر را با رقم و نام خود مزین می کرده است. بی شک اگر امضای عمادالکتاب در بنای آرامگاه فردوسی باقی می ماند، اعتبار و ارزش هنری آن کتیبه ها دوچندان می شد.
قلیچ خانی در ادامه به شاهکارهای دیده نشده عمادالکتاب در زندان؛ از نقاشی تا نمایشنامه نویسی استنطاق ها اشاره نمود و اضافه کرد: در بین گنجینه کتابخانه ملی، تصاویری از نقاشی های دیده نشده عمادالکتاب موجود است؛ تصاویری که وی در دوران حبس و در حبس خانه ها کشیده است. شگفتی این آثار در اینست که از نظر سبک، با نقاشی های متداول آن عصر بسیار تفاوت دارند و اهمیت هنری کار او را نشان می دهند. او با اشاره به شعری از عمادالکتاب که به صفا و شأن در خوشنویسی اشاره دارد. یکی از خلاقیت های تعجب آور او-سوای نقاشی، هفت قلم نویسی و کنشگری سیاسی—این بود که هنگام بازداشت به افترا عضویت در کمیته مجازات، در فرصت زندان، متن بازجویی ها و استنطاق های خویش را دقیقا بصورت نمایشنامه و متن تئاتر مکتوب و دکوپاژ کرد؛ با خوشنویسی آراسته عباراتی چون: «مستنطق: آقای دکتر! این شب نامه در جیب شما چه می کند؟ عمادالکتاب: این می تواند در ترکیب جیب هر ایرانی باشد... مستنطق: در جیب شما چه می کند؟ عمادالکتاب: (سکوت و حسرت)...»
یا در جایی دیگر می نویسد: «پرسید مال دارید؟ گفتم نه آقا، نداریم. گفت خرجی چطور؟ گفتم حدودا...» این فوران خلاقیت در حوزه عکاسی، نقاشی، شعر و نمایشنامه نویسی کم نظیر است.
وی سپس به شجاعت سیاسی، حبس و مرقع دست نویس او برای ادوارد براون اشاره نمود و اظهار داشت: در تاریخ خوشنویسی ایران، بعد از صفویه کمتر چهره ای در تراز اول داشته ایم که مانند او هفت قلم نویس، پرآوازه و با این حال کنشگری شجاع باشد. حدود ۱۰ سال بعد از کتابت همین مرقع، در حالیکه در سراسر ایران شناخته شده و معلم خط احمدشاه قاجار بود، در سن ۵۰ سالگی با روحیه ای میهن پرستانه وارد جریانات کمیته مجازات شد. وی در دفاعیات خود بیان کرد که از سر دلسوزی برای وطن و مشاهده نابسامانی اوضاع کشور دست به اقدام زده است. از آنجائیکه خط عمادالکتاب را همگان می شناختند، نگارش شب نامه ها یکی از عوامل اصلی شناسایی و لو رفتن کمیته شد. بعد از دستگیری، در حالیکه دیگر اعضای کمیته با مجازات مرگ و اعدام مواجه گشتند، عمادالکتاب به شش سال حبس محکوم شد و سر انجام در سال پنجم با وساطت ادوارد براون و برخی شخصیت ها رهایی یافت.
وی اضافه کرد: در سفری که به یکی از دانشگاه های انگلستان داشتم، کتابچه ای منحصربه فرد دیدم؛ مجموعه ای که به پاس شصتمین سالگرد تولد او و تجلیل از خدماتش بعد از آزادی، شاعران نامداری چون ملک الشعرای بهار و عارف قزوینی در ستایش او سروده بودند و عمادالکتاب آن اشعار را در مرقعی نفیس به خط خود نگاشته بود. این اثر بی نظیر حالا در انگلستان نگهداری می شود و من تصاویر آنرا تهیه کرده ام. انتشار آن، هم به جهت اشعار منتشرنشده شعرای تراز اول و هم به جهت خط فاخر عماد، پروژه ای فوق العاده است که پیشنهاد می کنم با حمایت بانک ملی یا سایر نهادها منتشر شود.
این استاد خوشنویسی سپس با اشاره به پیشگامی در طراحی فونت و حروف چینی خط نسخ اضافه کرد: یکی دیگر از ابعاد نبوغ عمادالکتاب، پیشگامی وی در طراحی قلم و تایپوگرافی است. وی در سال ۱۳۲۵ قمری (یک سال بعد از مشروطه)، برای اولین بار در چارچوب یک جزوه حدوداً ده صفحه ای، بالاتر از ۴۰۰ ترکیب و اتصال از خط نسخ ایرانی را به منظور استفاده در صنعت چاپ و طراحی فونت تدوین و بازطراحی کرد. این اثر نشان میدهد او اولین خوشنویسی است که خط نسخ ایرانی را با نگاهی نظام مند برای حروف چینی مدرن آماده ساخت؛ اثری که خود مانند همین مرقع، شایسته پژوهش و انتشار مستقل است.
در پایان، از اینکه سازمان اسناد و کتابخانه ملی با پشتیبانی مالی بانک ملی ایران توانست این مرقع گران سنگ را—که دربرگیرنده اقلام مختلف خط است—به دست علاقمندان و محققان برساند، از جانب خود و جامعه خوشنویسی صمیمانه تشکر و قدردانی می کنم.

ماجرای پیوستن یک خوشنویس به کمیته مجازات

پس از پایان سخنان قلیچ خانی، احسان ا... شکراللهی با بازخوانی فرازهایی از کتاب پژوهشی مسعود شیربچه، به تشریح زمینه تاریخی و داستان پیوستن عمادالکتاب به کمیته مجازات پرداخت و اظهار داشت:
«عمادالکتاب سری پرشور داشت و دل به جریانات سیاسی سپرد. مظفرالدین شاه اندکی بعد از اعلام مشروطیت و تأسیس مجلس اول درگذشت و محمدعلی میرزا جانشین او شد؛ پادشاهی از معاندین سرسخت مشروطه و مستبدی تمام عیار. رویارویی مشروطه خواستار با دربار، یارکشی های سالهای نخستین سلطنت محمدعلی شاه، به توپ بستن مجلس و نبردهای ستارخان، مجالی برای توجه مورخان به خوشنویسان باقی نگذاشت. عمادالکتاب نیز در این سالهای آتش و خون، همگام با امواج انقلاب پیش رفت و تا سالهای پادشاهی احمدشاه و بحران های جنگ جهانی اول، نامی از وی در مدارک رسمی تاریخی به چشم نمی خورد.
در آشوب بازار دولت های مستعجل دوران احمدشاه-که احزاب و دسته ها هر روز قارچ گونه سر برمی آوردند-عمادالکتاب با فردی به نام "کریم دواتگر" آشنا شد؛ لابد به واسطه آنکه اهل خط پیوسته با دوات و ادوات کتابت سروکار دارند. این آشنایی، مسیر زندگی او را دگرگون کرد. کریم دواتگر، انقلابی پرشور، تندرو و بنیادگرایی بود که در تب وتاب پیدایش دسته های خشن دوران انقلاب (همچون دسته های حیدری و نعمتی)، دست بر سلاح برد. وی در جریان مخالفت های شیخ فضل ا... نوری با مشروطه خواهان، در جلوخان منزل شیخ به طرف وی تیراندازی کرد؛ اما نتوانست بگریزد و برای فرار از مهلکه، تیری نیز به دهان خود شلیک کرد، ولی زنده ماند و دستگیر شد. شیخ فضل ا... بعد از بهبود، از سوءقصد او درگذشت و وی را بخشید.
در سال ۱۳۳۴ قمری، سه تن از کنشگران تندرو به اسامی اسدالله خان ابوالفتح زاده، ابراهیم خان منشی زاده و محمدنظرخان مشکوه تشکیلات مخفی و تروریستی خویش را تحت عنوان "کمیته مجازات" بنیان نهادند. غرض اصلی آنها از میان برداشتن چهره های وابسته به انگلستان در بین دولتمردان بود. آنان برای اجرای ترورها به فردی بی هراس نیاز داشتند و کریم دواتگر بهترین گزینه بود. کریم سپس عمادالکتاب را به این تشکیلات معرفی نمود و او بعنوان کاتبِ بیانیه ها، اعلامیه ها و شب نامه هایی که علل ترورها را تشریح می کرد، همکاری خویش را شروع نمود.
هرچند میزان دخالت و همراهی او با سران کمیته همیشه محل بحث بوده است، اما اسناد تاریخی و روایات باقیمانده نشان می دهند که وی در تصمیم گیری برای قتل ها و طرح ریزی ترورها نقشی نداشته و ساحت او از خون ریزی مبرای بوده است. بالاخره، با افشای تشکیلات، اعضای کمیته دستگیر شدند و حدودا تمامی سران آن مستقیماً یا به شیوه های دیگر اعدام شدند؛ اما عمادالکتاب با حکم حبس مواجه گردید. بدینگونه، یکی از شگفت انگیزترین و دراماتیک ترین فرازهای پیوند سیاست و هنر در تاریخ معاصر ایران با نام و سرنوشت محمدحسین عمادالکتاب گره خورد.
شکراللهی در ادامه این نشست اظهار داشت: سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران تا حالا دو اثر درخشان از عمادالکتاب را منتشر نموده است. همکاران سازمان، شرکت انتشاراتی بانک ملی ایران، با پیگیری های ویژه پژوهشی جناب آقای دکتر سادات و دستیاران ایشان و همین طور همکاران پیشین، در این راه تلاش بسیاری کرده اند. بااین حال، مهم ترین اثر عمادالکتاب در کتابخانه ملی، آلبومی پربار است که در کنار آثار پراکنده ای که به آنها اشاره شد، مجموعه ای فوق العاده را تشکیل می دهد. به گمان من، شایسته است با سرمایه گذاری مجدد بانک ملی ایران و پیگیری همکاران ما، این اثر نیز منتشر شود.
دبیر نشست سپس از دکتر نجف زاده، عضو هیات مدیره بانک ملی ایران، دعوت کرد تا سخنرانی کند.
نجف زاده ضمن تشکر از حاضران جلسه اظهار داشت: جا دارد سخت خویش را با یک پرسش آغاز کنم: اگر روزی تمام داشته های مادی انسان از بین برود، چه چیزی برای آیندگان باقی خواهد ماند؟ پاسخ این پرسش، بطور قطع در این جمع و در همین مکان قابل مشاهده است؛ در اسناد، آثار هنری، خطوطی که دستگاه هنرمندی بر صفحه نشانده، کلماتی که انسانی اندیشمند نوشته و آثاری که انسان ها با عشق و ذوق آفریده اند.
وی اضافه کرد: در همین جهت، اگر به تاریخ بانک ملی ایران دقت کنیم، درمی یابیم که بانک ملی فقط یک بنگاه اقتصادی نبوده است. بانک ملی، با اتکا به سرمایه مردم، در ۹۸ سال گذشته، همان گونه که به قرض الحسنه، امور عام المنفعه و پاسداری از منابع مردم احترام گذاشته، به فرهنگ و هنر نیز توجه داشته است.
او اضافه کرد: شرکت چاپ و نشر بانک ملی ایران، به خواست و با حمایت جناب آقای دکتر عارف نیا، ماموریت ویژه ای برای نشر نفایس آثار علمی و فرهنگی و مستندسازی تاریخ ۱۰۰ساله بانک ملی داشته و دارد. امیدوارم همراه و همکار خوبی برای کتابخانه ملی و سایر نهادهای فرهنگی کشور باشیم.
دبیر نشست، در ادامه، با اشاره به انتقال این گنجینه نفیس از انگلستان به کتابخانه ملی اظهار داشت: جا دارد از کسی که واسطه این انتقال بود نیز تشکر کنیم؛ جناب آقای نصیر عتیقی، از مجموعه داران باارزش آثار خطی و واسطه خیر برای انتقال مجموعه های نسخ خطی پرشمار به کتابخانه ها. از ایشان تشکر می نماییم که زمینه فراهم کردند تا این اثر از انگلستان به دامان میهن بازگردد.
در ادامه، دبیر نشست از احمد مسجدجامعی، از مدیران فرهنگی کشور و چهره های شناخته شده در حوزه ایران شناسی، تهران شناسی و هنرشناسی، دعوت کرد تا سخنرانی کند.
احمد مسجدجامعی سخنان خویش را با تبریک این ایام شروع کرد و اظهار داشت: من در کتیبه های سردر بیمارستان فیروزآبادی، در حضرت عبدالعظیم، متن زیبایی دیدم که بر مبنای آن، این بیمارستان برای افراد بی بضاعت تولید شده است. همین طور در آنجا سنگ قبری وجود داشت که چیزی بر آن نوشته نشده بود. تصمیم گرفته شد مزاری شایسته برای آن ساخته شود؛ برای اینکه در اطراف آن، اندکی ساخت وساز انجام شده بود.
وی اضافه کرد: در جریان این موضوع، با شخصیتی از اهالی ری آشنا شدم که همه آثار را جمع آوری کرده بود. نمی دانم حالا در این نشست حضور دارند یا نه، اما ما در آنجا به ایشان قول دادیم موضوع را پیگیری نماییم. ایشان از شخصیت های شهر ری بود که آثار را از این سو و آن سو جمع می کرد. اگر در اینجا حضور دارند، مایه افتخار است که آشنایی بیشتری با ایشان پیداینی کنند، جای کار بیشتر و ایشان زحمت بکشند و آثار را بازنگری کنند، جای کار بیشتر و کتیبه ها و خوشنویسی های بهتری برای عرضه وجود دارد.

اهمیت شاهنامه امیر بهادر در کارنامه عمادالکتاب

مسجدجامعی در ادامه با اشاره به برخی جنبه های تاریخی و هنری زندگی عمادالکتاب اضافه کرد: در قسمت تاریخ سیاسی، نکاتی وجود دارد که از دید من در رابطه با عمادالکتاب باید به آنها اشاره نماییم. احتمالا بخشی از این مطالب در مقدمه گفته شده است. یکی از مهم ترین آثار او، شاهنامه ای است که عمادالکتاب نوشته و واقعا اثری باارزش است. این اثر بصورت چاپ سنگی انتشار یافته و به شاهنامه امیر بهادر شهرت دارد. خانه امیر بهادر بازهم باقیمانده است و انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در آن قرار دارد.
او با اشاره به ایفای نقش شاهنامه در دوره های مختلف تاریخی اظهار داشت: شاهنامه خوانی در دوره های مختلف جایگاه خاصی داشته و حتی در ارتش و نظام نیز سمتی برای شاهنامه خوانی وجود داشته است. این اثر به زبان های دیگری نیز ترجمه شده و دیگران نیز از آن بهره برده اند. آن چه از آن دوره باقیمانده، ازجمله همین نسخه چاپ سنگی است که در چاپخانه بانک ملی ایران انتشار یافته است.
وی با اشاره به چاپ سنگی در ایران اضافه کرد: که صنعت چاپ ایرانی را با خط عماد، کلهر و دیگر استادان آراست. این امر، روشی ویژه در چاپ پدید آورد. البته نوعی از این چاپ در چاپخانه مصر، از زمان ناپلئون، وجود داشته و بسیار پیشرفته تر بوده است. در پاکستان نیز وضعیت مشابهی دیده می شود. کتاب فارسی و خط فارسی، در پایه گذاری چاپ ملی ایران نقش مهمی داشت. منظور از خط ملی، فقط خط اسلامی یا غیراسلامی نیست؛ بلکه خط ایرانی است. همه خطوطی که از راست به چپ نوشته می شوند، در حوزه تمدن اسلامی به دست ایرانی ها به طراوت و شکوفایی رسیدند و خود ایرانی ها آن از را ارتقا دادند.

عمادالکتاب؛ هنرمندی فراتر از خوشنویسی

وی اضافه کرد: عمادالکتاب تنها خوشنویس نبود. در رابطه با او از هنرهای مختلف، ازجمله نقاشی، کتابت و نمایشنامه نویسی، سخن گفته شده است. او در حوزه هنرهای جدید نیز آراستگی و توانایی ویژه ای داشت. شاهنامه امیر بهادر از این جهت خیلی مهم است. ما در دوره های مختلف تاریخی، شاهنامه های گوناگونی داریم؛ ازجمله شاهنامه ایلخانی و شاهنامه هایی که کمتر نامشان برده می شود. محققان مختلفی در این مورد کار کرده اند، اما هر دوره تاریخی را می توان با شاهنامه خاص خود معرفی نمود.
وی اضافه کرد: من بسیار تلاش کردم چنین کاری صورت گیرد. زمانی نیز با آقای موسوی فرهنگ صحبت کردم و گفتم اگر پیگیری کند، آقای فرشچیان شاهنامه را تصویرگری کند. این تصویرگری از ایران خارج شده و الان در لندن، نزد مجموعه داری به نام آقای خلیلی ـ که فوت کرده است ـ و همسر ایشان نگهداری می شود.
«در اینجا مناسب می باشد خاطره ای را نیز نقل کنم. هنگامی که می خواستیم برای بزرگان خراسان مراسمی برگزار نماییم، به آقای شجریان گفتم یک محمدرضای دیگر هم هست؛ محمدرضا حکیمی. این نام ها زیاد می شوند، اما هرکدام جایگاه خویش را دارند.
«یکی از آقای حکیمی نقل می کرد که علامه امینی هر بار به مشهد مشرف می شد، به زیارت آرامگاه فردوسی می رفت، طلب مغفرت می کرد و فاتحه می خواند و می اظهار داشت: «روح معارف شیعی را در این کتاب جست وجو کنید و پیدا کنید.

نستعلیق؛ جلوه ای از ایرانیت در فرهنگ اسلامی

مسجدجامعی در ادامه با اشاره به جایگاه نستعلیق اظهار داشت: یکی دیگر از نکات مهم در رابطه با عمادالکتاب، نقش وی در پایه گذاری و سامان دادن به خوشنویسی نستعلیق است. گاهی گفته می شود نستعلیق خطی فارسی است که از دل خط عربی و فرهنگ اسلامی پدید آمده است. خط فارسی، ما را به جهان اسلام پیوند می دهد؛ اما با این وجود، بعنوان هنر، فرهنگ و تمدن، جلوه ای از ایرانیت نیز هست. این ایرانیت در نستعلیق آشکار می شود.
وی اضافه کرد: کاری که عمادالکتاب انجام داد، این بود که این خط و خوشنویسی را قاعده مند کرد، برای آن کتابچه و روش آموزشی پیش بینی نمود و مکتب و جایگاهی برای آموزش آن درنظر گرفت. البته قبل از او نیز نمونه هایی وجود داشته است.
در خاطرات زیبایی که مرحوم مستوفی در کتاب «شرح زندگانی من» نقل کرده، فضای عاطفی و صمیمانه خانه و رفتار عمادالکتاب نیز دیده می شود. خود این بخش جای آنرا داشت که در مقدمه کتاب بیاید. او با قلمی بسیار خوش، بیان زیبایی از رابطه استاد و شاگرد عرضه کرده و شیوه استادشاگردی را توضیح داده است.
در پایان شکرالهی ضمن تقدیر از محمدعلی خسروی، از حاضران و مسئولان دعوت کرد برای رونمایی از این اثر نفیس، «مرقع عمادالکتاب»، در جایگاه حاضر شوند و با ثبت این لحظه تاریخی، مراسم رونمایی را انجام دهند. وی همین طور اعلام نمود که همه حاضران یک نسخه از این اثر را دریافت خواهند کرد.
خلاصه اینکه امروز که این اثر، ساخته و پرداخته شده در دیماه ۱۲۸۱ (حدود ۱۲۴ سال پیش)، پیش روی ماست، بیایید هشت چلیپا یا قطعه این مرقع عماد را مانند هشت عمارت کلاه فرنگی یا هشت دریچه فرض کنیم: دریچه ای رو به شخصیت محمدحسین سیفی قزوینی؛ دریچه ای به باغ خطوط نسخ، شکسته و تحریری؛ دریچه ای به باورها، دین و معارف؛ دریچه ای به زمانه پرحادثه تاریخ ما؛ و دریچه ای رو به فردای آن روزگار که امروز ماست. دبیر نشست، در ادامه، ضمن اشاره به انتقال این گنجینه نفیس از انگلستان به کتابخانه ملی عنوان کرد: جا دارد از کسی که واسطه این انتقال بود نیز تشکر کنیم؛ جناب آقای نصیر عتیقی، از مجموعه داران باارزش آثار خطی و واسطه خیر برای انتقال مجموعه های نسخ خطی پرشمار به کتابخانه ها. او ضمن اشاره به ایفای نقش شاهنامه در دوره های مختلف تاریخی عنوان کرد: شاهنامه خوانی در دوره های مختلف جایگاه خاصی داشته و حتی در ارتش و نظام نیز سمتی برای شاهنامه خوانی وجود داشته است.

منبع:

1405/06/08
10:58:42
0.0 / 5
6
تگهای خبر: آموزش , آینده , باغ , توسعه
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات کاربران عزیز ال مور در مورد این پست
نظر شما در مورد این مطلب ال مور
نام:
ایمیل:
نظر شما:
سوال:
= ۴ بعلاوه ۲

ال مور Almor

Almor