گواهی های انسانی، ۲۲

اپستین استثنا نبود

اپستین استثنا نبود به گزارش ال مور، ماجرای دانشگاه کرنل به ما نشان میدهد جزیره اپستین نه موضوعی برآمده از اغراق های عجیب و غریب است، نه یک استثنا در یک تمدن پاکیزه.



یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی:

در دانشگاه کرنل اتفاقی افتاده که حتی خواندن گزارشش هم دشوار است. بخشی از یک پرونده شکایت افشا شده است. یک دانشجوی بیست ساله مونث در سال ۲۰۲۴ گفته است که هفت دانشجوی مذکر در یکی از انجمن های دانشجویی کرنل با دادن الزامی دارویی با اثرات تجزیه ای و مختل کننده هوشیاری و کنترل بدن، به او تجاوز کرده اند. در شکایت او جزئیاتی هست که ماجرا را ترسناک تر می کند؛ یکی از متهمان در میانه تجاوز در گروه مجازی انجمن به دیگران آگاهی داده و آنها را هم دعوت کرده است به رابطه رایگان. یعنی متجاوز نه فقط از حضور دیگران نترسیده، بلکه روی همراهی آنها حساب کرده است.
ماجرای دانشگاه کرنل به ما نشان میدهد جزیره ی اپستین نه موضوعی برآمده از اغراق های عجیب و غریب است، نه یک استثنا در یک تمدن پاکیزه. سال ها است که درباره ی پرونده ی اپستین با مجموعه ای از اسامی مشهور، ارتباط های عجیب، رفت وآمدهای مشکوک و روایتهای باورنکردنی مواجه هستیم. انبوه این اطلاعات گاهی خود پرونده را شبیه داستانی افراطی می کند. انگار باید میان باور کردن یک توطئه بزرگ و پذیرفتن ماجرای یک منحرف ثروتمند یکی را انتخاب نماییم.
شاید هر دو تصویر غلط باشند. برای فهمیدن اپستین لازم نیست همه داستان های پیرامون او را باور نماییم. همان چیزهایی که می دانیم کافی است تا بفهمیم یک آدم به تنهایی نمی تواند چنین جهانی بسازد. چنین جهانی به شبکه نیاز دارد؛ به آنهایی که همراهی کنند، راه باز کنند، سکوت کنند، نبینند، نپرسند، یا دست کم بدانند که بهتر است کاری نداشته باشند. او باید یک شبکه ی امنیتی حامی، در حد یک حاکمیت می داشت.
کرنل از این جهت مهم می باشد. ناگهان چیزی که می شد آنرا به جزیره ای خصوصی و زندگی عجیب یک میلیاردر نسبت داد، در یک دانشگاه معتبر آمریکایی ظاهر می شود. فاصله کم می شود. دیگر نمی شود با خیال راحت گفت آن جا جایی دیگر بوده است.
این را هم نمی شود از آمریکا و نظمی که ساخته جدا کرد. سرمایه داری فقط درباره ی بازار، کارخانه، و بانک نیست. پول در نهایت قدرت است؛ قدرت خریدن دسترسی، ارتباط، اعتبار، سکوت، و مصونیت. جامعه ای که فاصله های عظیم قدرت را طبیعی می کند، فقط ثروتمند و فقیر تولید نمی کند؛ آدم هایی هم تولید می کند که ممکنست عادت کنند توانستن را با حق داشتن اشتباه بگیرند.
همین منطق در مقیاسی بزرگ تر امپریالیسم را ساخته است. قدرت نظامی و اقتصادی مثل همان سیطره ی اتاق دانشجویی دانشگاه کرنل به حق تصرف تبدیل می شود: حق تصمیم گرفتن درباره ی دیگران، حق تصرف و حق نادیده گرفتن قواعد محدودکننده ی قدرت. مرز میان «می توانم» و «حق دارم» پاک می شود. قدرت دیگر فقط وسیله ی تصرف نیست؛ خودش توجیه تصرف می شود.
شاید به این علت جزیره ی اپستین آن قدر مهم می باشد. نه چون جایی بیرون از تمدن آمریکا بود، بلکه چون بیش از اندازه درون آن بود. چیزهایی که به طور معمول از هم دور و پراکنده اند، آن جا کنار هم جمع شده بودند؛ پول، قدرت، بدن، شبکه، و مصونیت. جزیره استثنا نبود؛ فقط جایی بود که منظره واضح تر دیده می شد.
حالا کرنل این منظره را نزدیک تر آورده است؛ آن قدر نزدیک که دشوار است همه چیز را به یک میلیاردر منحرف و جزیره او حواله بدهیم.
حرف آخر اینکه دیگر نمی شود با خیال راحت گفت آن جا جایی دیگر بوده است. قدرت نظامی و اقتصادی مثل همان سیطره ی اتاق دانشجویی دانشگاه کرنل به حق تصرف تبدیل می شود: حق تصمیم گرفتن درباره ی دیگران، حق تصرف و حق نادیده گرفتن قواعد محدودکننده ی قدرت.

منبع:

1405/07/07
12:30:00
0.0 / 5
10
تگهای خبر: اطلاعات , تولید , جامعه , زندگی
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات کاربران عزیز ال مور در مورد این پست
نظر شما در مورد این مطلب ال مور
نام:
ایمیل:
نظر شما:
سوال:
= ۸ بعلاوه ۲

ال مور Almor

Almor