گواهی های انسانی، ۵۷
مقاومت در خانه ها
به گزارش ال مور، خانه ها و ساختمان ها با تولید خورشیدی و ذخیره مشترک می توانند قسمتی از برق مصرفی خویش را تأمین کنند و در زمان عادی، مازاد آنرا به شبکه بدهند. اما نباید در برق متوقف ماند.
یادداشت مهمان، کورش علیانی، فعال فرهنگی: جنگ فقط تأسیسات را تهدید نمی کند؛ زندگی روزمره را هم نشانه می گیرد. وقتی برق یک منطقه قطع می شود، امکان دارد پمپ آب، ارتباطات، فروشگاه ها، و حتی بخشی از خدمات درمانی هم از کار بیفتند. مسئله فقط قدرت تخریب دشمن نیست؛ معماری خدمات ما هم اهمیت دارد. اگر میلیونها نفر برای رفع نیازهای اولیه به چند مرکز بزرگ و زنجیره های بلند تأمین وابسته باشند، صدمه به یک حلقه می تواند زندگی جمع بزرگی را مختل کند. در ایرانِ درحال جنگ در مقابل دشمنان خبیثش، صیانت از زیرساخت ها لازم است، اما کافی نیست. برای دوام زندگی باید راه های جایگزین محلی را هم ساخت.
راه حل، ساختن دو زنجیره تأمین در کنار یکدیگر است. زنجیره نخست همان شبکه متمرکز، سراسری و عمدتا دولتی است که توان تولید انبوه، انتقال گسترده، و تأمین نیازهای بزرگ را دارد. زنجیره دوم کوتاه، محلی و غیرمتمرکز است؛ شبکه ای از خانه ها، مجتمع ها، تعاونی ها، و نهادهای محلی که بخشی از نیازهای خود و اطرافیانشان را تأمین می کنند. این دو زنجیره قرار نیست با هم رقابت کنند یا یکی جای دیگری را بگیرد. وقتی زنجیره بزرگ صدمه می بیند، ظرفیت محلی اجازه نمی دهد زندگی متوقف شود؛ وقتی امکانات محلی کفایت نمی کند، شبکه ی سراسری به کمک می آید. تاب آوری دقیقاً از همین پشتیبانی دوطرفه به دست می آید.
می توان از برق شروع کرد. خانه ها و ساختمان ها با تولید خورشیدی و ذخیره مشترک می توانند بخشی از برق مصرفی خودرا تأمین کنند و در زمان عادی، اضافه آنرا به شبکه بدهند. اما نباید در برق متوقف ماند. مخازن ایمن آب در مجتمع ها، ظرفیت محلی تصفیه و بازچرخانی، تعاونی های توزیع کالاهای ضروری، امکانات ارتباطی اضطراری، و مراکز کوچک عرضه خدمات درمانی می توانند حلقه های دیگر این زنجیره باشند. البته مقیاس هر خدمت متفاوت می باشد. تولید برق شاید در یک خانه ممکن باشد؛ نگهداری آب یا توزیع کالا امکان دارد در سطح ساختمان یا محله بهتر کار کند. قرار نیست هر خانه یک کشور کوچک شود؛ مقرر است هیچ محله ای با اختلال یک مرکز، یکباره از زندگی بازنماند.
چنین طرحی بدون نقش فعال حاکمیت و دولت مرکزی به نتیجه نمی رسد. تمرکززدایی به مفهوم شانه خالی کردن حاکمیت از مسئولیت خدمات عمومی نیست. دولت باید استانداردها را تعیین کند، سرمایه و آموزش فراهم آورد، اتصال شبکه های محلی به شبکه ی سراسری را ممکن کند، و با دقت کافی برای مناطق کم برخوردار سهم بیشتری از حمایت بگذارد. وگرنه خانواده ثروتمند برای خودش برق و آب فراهم می آورد و خانواده کم درآمد در تاریکی می ماند. شهرداری ها، دهیاری ها، و تعاونی ها می توانند واسطه ی این سامان دهی باشند؛ نه جانشین مسئولیت عمومی، بلکه بازوی اجرایی آن.
حاصل این تغییر فقط دوام آوردن در مقابل جنگ نیست. زنجیره های کوتاه می توانند فرصتهای اقتصادی تازه بسازند، هزینه برخی اختلال ها را کاهش دهند، و به مردم امکان دهند در اداره زندگی مشترک خود سهمی واقعی داشته باشند. از طرف دیگر، شبکه ی بزرگ نیز با تاکید بر ظرفیتهای پراکنده نفسی تازه می کند. کشوری که خدماتش فقط از یک مسیر به مردم می رسد، با بسته شدن آن مسیر زمین گیر می شود. اما کشوری که راه های گوناگون و به هم پیوسته دارد، حتی زیر فشار جنگ نیز می تواند زندگی را ادامه دهد.
به طور خلاصه از جانب دیگر، شبکه ی بزرگ هم با تأکید بر ظرفیت های پراکنده نفسی تازه می کند. کشوری که خدماتش فقط از یک مسیر به مردم می رسد، با بسته شدن آن مسیر زمین گیر می شود.
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات کاربران عزیز ال مور در مورد این پست
نظر شما در مورد این مطلب ال مور
نام:
ایمیل:
نظر شما:
سوال:
= ۴ بعلاوه ۵